تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤

آن لذايذ در ابديّت خيلى والاتر از معانى طبيعى آنها در اين دنيا است ، چنان كه در آيهء * ( وَسَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً « طَهُوراً » ) * ( 1 ) ( و پروردگار آنان ، از شراب طهور آنان را سيراب ساخت ) . كه قطعا مقصود از شراب طهور حقيقتى والاتر از آنست كه در اين دنيا ديده مىشود . به اضافهء دو آيهء ديگر كه مىفرمايد : * ( مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ ) * ( 2 ) ( مثل آن بهشتى كه ورود به آن براى انسانهاى با تقوى وعده داده شده است . . . از نظاير اين آيات معلوم مىشود كه همان گونه كه گفتيم مفاهيم واقعى عوامل لذّت مادّى كه در قرآن آمده است از باب :

چون كه با كودك سرو كارت فتاد پس زبان كودكى بايد گشاد
و هيچ گونه خلاف منطق نيست كه الفاظى كه در اين دنيا در بارهء نعمتهاى بهشتى به كار رفته است ، مقصود اصلى از آنها حقايقى بسيار والاتر از مفاهيم مادّى باشد نظير اين گونه استعمال در همين دنيا بسيار متداول و رايج است . بعنوان مثال مىگوئيم : « آن شخص در كار خود دلگرم است » آيا مقصود از اين گرما حرارت فيزيكى است « آن شخص از كار خود دلسرد شده است » آيا مقصود از سردى در جملهء مزبور سرماى فيزيكى است « اخلاق عالى آن شخص دودمانش را مبدّل به بهشت نموده است » « من وقتى كه عدالت آن شخص را ديدم در دريائى از احساس عظمت غوطه ور شدم » ، « وجدان او از خورشيد جهان افروز روشنتر و با فروغتر است » « من درون خود تشنگى سوزانى براى علم
هامش
( 1 ) . الإنسان آيهء 21 .
( 2 ) . الرّعد آيهء 35 و محمّد ( ص ) آيهء 15 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 254 | محمد تقي جعفري