از تورّم و خطر خود محورى كه حاضر است هستى را براى يك لحظه زندگى خود منفى بسازد ، و از خود كوچك بينى كه بجاى خودسازى بيمارى خودسوزى را نصيب انسان مىنمايد ، اينست قانون اوّلى من در مسير رشد .
آيا هدف از عرفان و حقّگرائى بهشت مادّى است كه خود طبيعى را خواهد نواخت
ماهيّت آن عوامل لذّت مادّى كه در قرآن در بارهء بهشت آمده است ، غير از اين عوامل طبيعى محض خواهد بود كه ما در اين دنيا با آنها آشنائى داريم ( 1 ) . الفاظى كه در قرآن مجيد با مفاهيم لذايذ مادّى آمده است ، بدون اندك تأويل در آن مفاهيم ، بايد پذيرفته شوند نهايت اينست كه مفاهيم واقعى
هامش
( 1 ) . دلايل مربوط به دگرگونى موجوديّت طبيعى انسانها در ابديّت فراوان است . از آن جمله : 1 - برچيده شدن منشأ زمان كه حركت است و همچنين منتفى شدن دستگاه زمان - سنج مغز آدميان ، زيرا در سراى ابديّت كه منتهاى تكاپوها و حركتهاى طبيعى است ، منشأى براى مبدء و مسير حركت و مقصد نمىماند . آياتى كه اين معنى را اثبات مىكند ، متعدّد است ، مانند : 1 - * ( إِلى رَبِّكَ مُنْتَهاها ) * ( النّازعات آيه 44 ) ( پايان روز قيامت بسوى پروردگار تست ) 2 - * ( يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَالسَّماواتُ وَبَرَزُوا لِلَّه الْواحِدِ الْقَهَّارِ ) * ( ابراهيم آيهء 48 ) ( قيامت روزى است كه زمين و آسمان از وضع موجود خود دگرگون مىشوند ، و همهء انسانها « يا همهء موجودات » براى خداوند يگانه و پيروز نمايان مىگردند . ) 3 - * ( لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَلا زَمْهَرِيراً ) * ( الدهر آيه 13 ) . ( در بهشت نه آفتابى خواهند ديد و نه سرمائى ) . 4 - * ( وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنَ النَّهارِ ) * ( يونس آيه 45 ) ( و آن روز كه خداوند آنان را محشور مىكند ، گوئى در دنيا توقّف نكردهاند ، مگر زمان كمى از روز را ) . آن روايت بسيار معروف را هم در نظر بياوريد كه مىگويد . فيها ما لا أذن سمعت و لا عين رأت ( در آن بهشت مزايائى وجود دارد كه نه گوشى آنها را شنيده است و نه چشمى آنها را ديده است . )