دارم » « من از ديدار او سيرم » . . . همه مىدانيم با اين كه مقصود از گرمى و سردى و بهشت و دريا و با فروغتر از خورشيد و تشنگى سوزان و سيرى در جملات فوق ، هيچ گونه سنخيّتى با مفاهيم فيزيكى آنها ندارند ، با اين حال به كار بردن همان الفاظ در مفاهيم روانى كاملا معقول و صحيح است ، زيرا وجود همان مفاهيم در روان آدمى در اوج حقايق روانى احساس مىشوند . روشنترين دليل اين مدّعا كه عظمتهاى بهشتى ما فوق نعمتهاى مادّى محسوس است آيه ايست كه مىگويد : * ( « فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ » ) * ( 1 ) ( هيچ كسى نمىداند آن امتيازات روشنائى بخش ديدگان را كه براى آنان آماده است و در اين دنيا براى آنان پوشيده و غير قابل درك است ) و اگر مقصود از نعمتهاى بهشتى كه در قرآن با الفاظ متداول آمده است ، مفاهيم لغوى آنها بود ، اين مفاهيم براى كسى پوشيده نيست . و آنگهى آيات فراوانى در قرآن مجيد كلمهء « لقاء اللَّه » ( ديدار خداوندى ) را پايان همهء تكاپوها و تلاشهاى انسانى انسانها معرّفى مىكند . مانند : * ( « فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّه فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَلا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّه أَحَداً » ) * ( 2 ) ( پس هر كس كه اميد ديدار پروردگارش را دارد ، عمل صالح انجام بدهد و در عبادت پروردگارش هيچ احدى را شريك قرار ندهد . ) آيا هيچ عاقلى احتمال مىدهد كه پيامبران عظام و اوصياء و اولياء اللَّه و ديگر رشد يافتگان كاروان بشرى در اين زندگانى از لذايذ مادّى اين دنيا دست برداشتهاند ، فقط براى اين كه عين همان لذايذ پست و محقّر را در ابديّت پاداش
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 255
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٥٥
هامش
( 1 ) . السّجده آيهء 17 .
( 2 ) . الكهف آيهء 110 .