تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
و پديده‌ها و روابط روبنائى عالم هستى در قلمرو برونى است . نتيجه كلَّى اين مبحث حلّ معماى احساس تضادّ ميان بينشهاى متنوّعى است كه هر يك از آنها چهره اى از واقعيّت را نمايان و قابل درك مىسازد و مىتوان خلاصه اى از حل اين معمّا را در بيت زير ملاحظه نمود كه مىگويد :
دو سر هر دو حلقهء هستى به حقيقت به هم تو پيوستى

مقصود اين است كه اگر چهره‌هاى متنوّع واقعيّت بطور عموم را به حلقه هائى پيوسته به هم تشبيه كنيم ، كشف كنندهء آن حلقه‌ها و روابط آنها ، انسان است نه اين كه انسان سازنده و بوجود آورندهء آنها است . احساس والاى عرفانى جهان در شمارهء 14 به خوبى روشن مىشود و نيز ثابت مىشود كه كسانى كه اين حسّ در درون آنان بيدار نشده است ، با هيچ منطقى نبايد و نمىتوانند در صدد انكار آن برآيند و اين مطلبى است كه ابن سينا در اواخر كتاب الاشارات و التّنبيهات به آن اشاره مىكند و مىگويد : و لذلك فإنّ ما يشتمل عليه هذا الفنّ ضحكة للمغفّل عبرة للمحصّل فمن سمعه فاشمأزّ عنه فليتّهم نفسه لعلَّها لا تناسبه . . . ( 1 ) ( و بدين جهت آنچه كه اين فنّ ( عرفان ) در بر دارد ، براى مردم غافل و ناهشيار موجب خنده و براى انسانهاى آموزنده وسيلهء آموزش و واقعيابى است . هر كس اين فنّ را بشنود و اشمئزاز و مقاومت درونى و اكراه در خود احساس كند خود را متّهم بسازد ، شايد اين فنّ مناسب او نيست . )

حال ، و عرفان منفى ، و عرفان مثبت

چنان كه در آغاز مبحث اشاره كرديم ، با نظر همه جانبه در پديدهء عرفان و با دقّت لازم در وضع روانى و رفتار عينى عرفان گرايان ، مىتوانيم با سه گروه عرفا ، روياروى شويم :
هامش
( 1 ) . الاشارات و التّنبيهات - اشارهء هفدهم ص 394 - نمط نهم .