استاد فيزيك را و يك هزارم معلومات منطقى منطقدانان را نداشته و با انگيزگى عواملى معيّن و ارتباط با اطَّلاعات محدودى از جهان عينى به آن همه اكتشافات بزرگ نائل آمده است .
دليل دهم -
قواى جسمانى و غرائز طبيعى با تقويت آنها بوسيلهء خواستههاى حيات طبيعى محض مانند عوامل لذائذ و تنپرورىها تقويت مىشوند ، در صورتى كه نفس آدمى با غلبهء اين مختصّات تضعيف مىگردد . اين واقعيّتى است كه مورد اعتراف همهء متفكَّران است ، پرخورىها و اشباع بىقيد و شرط شهوات و غوطه خوردن در وسائل تنآسائى تعقّل را تضعيف و اراده را سست و قدرت خلَّاقيّت را تباه و درك ارزشهاى عالى انسانى را به پستى مىكشاند .
از اين جريان معكوس روشن مىشود كه حقيقتى ما فوق قواى جسمانى و غرائز طبيعى در درون انسانها وجود دارد كه نفس ناميده مىشود .
دليل يازدهم - تحوّل معكوس قواى جسمانى و غرائز طبيعى
از ميانسالى به بالا مثلا از حدود سى و پنج سالگى به بالا كه قواى جسمانى و غرائز طبيعى پس از يك دوران توقّف نسبتا كوتاه رو به ضعف مىرود در صورتى كه قواى انديشه و تعقّل و تجريد و تجسيم و تطبيق و بروز خلَّاقيّتها و نبوغها و ظرفيّت در برابر حوادث مقتدرتر و فعّالتر مىگردند تا دوران كهولت كه ميدان فعّاليّت قواى مزبور فرسوده مىگردد و رو به مرگ مىرود .
دليل دوازدهم -
آزادى اراده يا به اصطلاح بهتر اختيار . در بارهء اختيار تعريفات زيادى گفته شده است ، به نظر مىرسد كه اين تعريف قابل توجّه و دقّت باشد كه : اختيار عبارتست از سلطه و نظارهء شخصيّت بر دو قطب مثبت و منفى كار . هر اندازه اين سلطه و نظاره قوىتر و عالىتر بوده باشد ، اراده آزادتر و اختيار عالىتر خواهد بود . اين پديده را گروه فراوانى از دانشمندان و فلاسفه مخالف قانون علَّيّت تلقّى كرده و از پذيرش آن سرباز زدهاند . ما در اين مبحث مسائلى را در كتاب « جبر و اختيار » مطرح كردهايم ، دانش پژوهان