تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
عظمت جريان قانون در آن دو قلمرو به خدا نزديكتر شده و دريافت عاليترى از خدا بدست آورده است . جاى تأسّف است كه بعضى از اشخاص جهل و نادانى را با احساس دهشت و حيرت و الا در شكوه و عظمت هستى يكى گرفته و نفهميده‌اند كه دهشت و حيرت و الا ما فوق علم و پس از صعود به قلَّه‌هاى مرتفع علم حاصل مىگردد . چنان كه به پيامبر اكرم ( ص ) نسبت داده شده كه از خداوند سبحان خواسته است كه بر حيرت او بيفزايد ربّ زدنى تحيّرا خداى من ، بر حيرتم بيفزا
گه چنين بنمايد و گه ضدّ اين جز كه حيرانى نباشد كار دين نه چنان حيران كه پشتش سوى اوست بل چنين حيرت كه محو و مست دوست
روشنترين دليل اين كه مذهب هرگز با تكيه به جهل خدا و امور ماوراى طبيعت را مطرح نمىكند ، آيات قرآنى است كه در حدود پانصد آيه تأكيد شديد بر تفكَّر و تأمّل و كاوش در دو عالم درون ذات و برون ذات مىنمايد تا بشر آيات الهى را در اين دو عالم بسيار با اهمّيّت درك كند و بفهمد كه ما خلقت هذا باطلا ( جهان به اين شكوه و نظم و عظمت را بيهوده و باطل نيافريده اى ) پس دريافت بشر در بارهء خدا مستند به عوامل و انگيزه‌هاى منطقى بوده است ، نه به جهل و ناتوانى .

دليل دوم -

براى اثبات اين كه دريافت خدا همگانى بوده و مخصوص دوران و قوم خاصّى نبوده است ، مىتوانيم بشر را در برابر اين مفهوم و الا بر سه گروه اساسى تقسيم نمائيم : گروه يكم - معتقدين به وجود خدا . گروه دوم - منكرين وجود خدا . گروه سوم - كسانى كه در وجود و عدم خدا در حال شكّ و ترديدند . البتّه اين نكته را ناگفته نمىگذاريم كه ما آن عدّه مردم را كه اصلا توجّهى به مفهوم خدا ندارند مورد بحث قرار نمىدهيم ، زيرا چنان كه عوامل و شرائط گوناگون مىتواند عدّهء مردمى را از توجّه به كمال ، حتّى از توجّه به آن من كه در درون خود دارند ، غافل بسازد ، همچنان عواملى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 169 | محمد تقي جعفري