تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
اين دريافت و نمودهاى دلالت كننده بر آن بسيار گوناگون بوده است و اين كه بگوئيم : با پيشرفت دانشها و بينشها ، دريافت مزبور رو به ضعف رفته است ، مخالف مشاهداتى است كه در دورانهاى اخير كه علم در حدّ بسيار قابل توجّه شكوفا شده است و خدايابى و خداگرائى بدون توقّف مغزهاى آگاه را بارور ساخته است ، نمىتواند مورد ترديد قرار داد . گمان نمىرود كه به بردن نام هزاران دانشمند متفكَّر كه پيشرفت علم مرهون كوشش و تلاشهاى آنان بوده است ، نيازى باشد ، در آن هنگام كه كاروان دانش در جوامع مسلمين به راه افتادند صدها شيخ موسى خوارزمى و ابن هيثم بصرى و ابو ريحان بيرونى و ابو الوفاء بوزجانى و محمّد بن زكريّاى رازى و ابن سينا و البتّانىّ و ديگر شخصيّتهاى مكتشف و نوابغ علم با افزايش شناخت در بارهء هستى به الهيّات روشنتر و عالىتر دست يافتند نه با تكيه به مجهولات همچنين بعنوان نمونه فاتحان قلَّه‌هاى مرتفع علم امروز را مانند و ايتهد ، كپلر ، ماكس پلانك ، انيشتين ، شرودينگر ، كومپتون و امثال آنان را مىتوان در نظر گرفت . اين اشتباه مخرّب را بايد از ذهن دور كنيم كه « هر چه بر معلومات بشرى افزوده شود و واقعيّات براى او بيشتر كشف شود ، از توجّه و گرايش به ماوراى طبيعت كاسته مىشود » زيرا اين خيال ناشى از بىاطَّلاعى از آن اصل اساسى است كه مىگويد : « جهل و ابهام هرگز نتيجهء مثبت بوجود نمىآورد » باضافهء اين كه بشر آن همه معانى با عظمتى را كه از زمان كتاب ودا به اين طرف مخصوصا در كتابهاى آسمانى ديده و خود نيز در دريافت شكوه هستى و جمال و جلال الهى آن همه حقائق و الا را دريافت نموده و روى اوراق ثبت كرده است ، نمىتواند آنها را با تكيه به جهل و ابهام خود در بارهء طبيعت دريابد و ثبت نمايد . آيا آن همه مسائل والاى عرفانى و حكمى را در بارهء خدا ، جهل به طبيعت فهميده و دريافته است بلكه آنچه كه ديده مىشود ، اينست كه هر اندازه دانش بشرى به دو عالم درون ذات و برون بيشتر راه يافته است ، به جهت مشاهدهء نظم و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 168 | محمد تقي جعفري