نمىكند من آن درونى را كه بر تاريكى فضاى ارواح انسانها اهمّيّتى نمىدهد ، از روشنائى محروم مىبينم ، ديدگانى كه اشكى مقدّس بر سوختن نفوس آدميان در آتش جهل و ظلمت و ابهام نريزد ، هرگز حقيقتى را نديده است . رهروان راه حقيقت انسانهاى گمشده در بيابانهاى بىنشان و بىعلامت را مانند گمشدهء خويشتن تلقّى مىنمايند ، و تا به جادّه اى كه به حقيقت مىپيوندد ، راهنمائى نكنند ، دست از آنان بر نمىدارند . براستى چه فراوانند انسانهائى كه در جايگاه هميشگى زندگى خود ، و در توى كاخهاى مجلَّل و در ميان خويشاوندان مهربان و عزيز خود و با غوطه خوردن در همهء انواع لذّت و كاموريها ، در بيابانهاى بىسر و ته و بى آب و علف و دور از حيات زندگى مىكنند .
آيا كسى كه هيچ اصل و الگوئى براى حيات حقيقى خود نپذيرفته است و كسى كه اصلا سه سؤال « از كجا آمدهام براى چه آمدهام بكجا مىروم » را مورد توجّه قرار نداده است ، مىتواند ادّعا كند كه حيات او در آشيانهء حقيقىاش سپرى مىشود آن كس كه مىگويد :
ما ز آغاز و ز انجام جهان بىخبريم
اوّل و آخر اين كهنه كتاب افتاده است
مىتواند از كلمات و سطور و ابواب و فصول اين كتاب بزرگ اطَّلاعى بدست بياورد لذا مىتوان گفت : بدون دليل نيست كه اين گونه اشخاص از انديشههاى عميق و همه جانبه در بارهء وجود خويش و جهانى كه در آن زندگى ميكنند ، گريزانند .
زيرا هر حركت فكرى كه براى حركت در اين زندگانى از آنها سر بزند ، در حقيقت قدمى در همان بيابان بىسر و ته و بى مشعل و بيگانه از حيات بر مىدارند .
28 ، 29 - يقول فيفهم ، و يسكت فيسلم ( سخن مىگويد ، آن را مىفهماند و سكوت مىكند سالم مىماند ) .