تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩

شايد ناشايستترين نتيجه اى كه اعتقاد به ارتباط اطاعت به خدا ( امتياز بخشيدن به خدا ) بوجود مىآورد ، كوچك كردن خدا و اهانت بمقام شامخ ربوبى باشد كه همواره مستلزم تنزّل روح و پوچى اطاعت مىباشد . توضيح اين كه شخص مطيع با اعتقاد مزبور بطور ناآگاه خود را با خدائى روياروى مىبيند كه از امتيازاتى كه شخص مطيع به او مىبخشد خوشحال و خرسند مىگردد . اين گونه تلقّى از اطاعت باضافهء اين كه موجب كبر و نخوت براى مطيع مىباشد ، قدر خداوندى را پائين مىآورد . * ( وَما قَدَرُوا الله حَقَّ قَدْرِه ) * ( 1 ) ( و آنان قدر خداوندى را آن چنان كه شايستهء او است ، بجاى نياورده‌اند ) از طرف ديگر معناى اين كه اطاعت و نتائج آن به خود اطاعت كننده مربوط است ، اغلب موجب خود بزرگ بينى و تحسين و تمجيد خويشتن مىگردد . و بدين ترتيب اطاعت كنندهء خام و ساده لوح اگر بخواهد از خود در آيد و راهى كوى حقّ و حقيقت شود ، بر مىگردد در خود سقوط مىكند . چارهء اين گرفتارى شديد روحى اينست كه آدمى در حال اطاعت و انجام هر گونه تكليف بداند كه در ارتباط با خداوند ، او است كه هستى خود را به آن مقام شامخ عرضه مىكند . او با علم به اين حقيقت و انگيزه قرار دادن آن در هنگام ارتباط با خدا ، هستى خود را شكوفا مىسازد و بايستى و شايستى آن را به فعليّت مىرساند . از طرف ديگر هر اندازه كه بآگاهى او به عظمت و بىنيازى خداوند افزوده شود ، جوشش اشتياق او به عرضه كردن همهء ابعاد و سطوح موجوديّت خويشتن و تسليم آنها به آن ذات اقدس زيادتر مىگردد . با اين بيان به خوبى اثبات مىشود كه « خيرخواه ترين مردم در بارهء خويشتن مطيعترين مردم به خدايش مىباشد » .

هامش
( 1 ) . الأنعام آيهء 90 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 289 | محمد تقي جعفري