42 ، 43 - عباد اللَّه ، إنّ أنصح النّاس لنفسه أطوعهم لربّه ، و إنّ أغشّهم لنفسه أعصاهم لربّه اى بندگان خدا ، خيرخواه ترين مردم در بارهء خويشتن ، مطيعترين مردم بر خدايش و خائنترين مردم بر خويشتن ، معصيتكارترين آنان بر پروردگارش مىباشد . )
مقدارى از شرايط زيستن با « حيات معقول »
1 - خيرخواه ترين مردم در بارهء خويشتن ، مطيعترين مردم بر خدايش است
اطاعت خداوندى حقيقتى است كه اغلب مردم حتّى گاهى بعضى از آنان كه تكاپوها كرده و در مسير رشد قرار گرفتهاند ، گمان مىبرند : اطاعت خداوندى عبارت است از برقرار ساختن رابطه ميان خود و خداوندى كه نتيجهء آن عائد خدا مىگردد ، مثلا شكر او را مىگذارد و اين شكر گذارى مانند نفعى است كه نصيب خدا مىشود حمد او را مىگويد ، و اين حمد نفعى است كه عائد او مىگردد خدا را تعظيم مىنمايد و خداوند متعال از اين تعظيم خوشحال مىشود از خدا استمداد مىكند ، يعنى اعتراف مىكند كه قدرت و قوّت از او است و اين اعتراف خدا را خشنود مىسازد گاهى اطاعت كننده چنين مىپندارد كه خداوند اگر هم احتياجى به شكرگذارى و حمد و تعظيم و استمداد نداشته باشد ، از اين كه اطاعت كننده فهميده است كه بايد خدا را اطاعت كند تا او خشنود شود ، رضايت و خشنودى پيدا مىكند ولى اين كه همهء اطاعتها بدون استثناء مربوط به خود اطاعت كننده مىباشد همواره مورد غفلت قرار مىگيرد . در صورتى كه حقيقت همين است كه اطاعت خداوندى در هر شكل و با هر مقدار و هر زمان چيزى جز شكوفائى و فعليّت روح خود آدمى چيز ديگرى نيست .