مستىها و ناهشيارىهائى كه با انواعى فراوان در جوامع بشرى رواج داشته ، خودخواهىهاى ويرانگر و بنيان كن هر چه كه جز خود است . نگرانى مطلق از فرداها ، بىهدفى در زندگى ، سودجوئى در حدّ شرمآور ، جنگ و خونريزىهاى بناحقّ ، ادامهء پديدهء دروغ مانند يك ضرورت براى ادامهء اجتماعات . . . و امثال اين نابسامانىها كه تاريخ بشر را از قابليّت ارزش ساقط نموده است ، همه و همه دلائل قطعى اين مسئله است كه بشر با مغز خود نتوانسته است « انسان آن چنان كه هست » را بشناسد و « بايد » هاى لازم و « شايد » هاى مطلوب را براى او مطرح نمايد و انسان كامل را تحويل جوامع بدهد .
كتاب چهارم - كتاب محو و اثبات
آيه اى در قرآن مجيد مىفرمايد : * ( يَمْحُوا الله ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَه أُمُّ الْكِتابِ ) * ( 1 ) ( خداوند آنچه را كه بخواهد محو مىكند و آنچه را كه بخواهد اثبات مىنمايد و در نزد او است امّ الكتاب ) در آيه اى قبل از اين آيه خداوند مىفرمايد : * ( لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ ) * ( 2 ) ( براى هر انقراض و پايانى كتابى است ) . از اين آيه چنين استفاده مىشود كه براى هر محو و اثباتى كتابى است ، زيرا اگر چه در اين آيه فقط براى هر محوى كتابى را مقرّر فرموده است ، ولى مىدانيم كه چنان كه هر محوى پس از اثبات قبلى چيزى است ، هر اثباتى هم ممكن است ابداعى باشد كه مستلزم محو نباشد و ممكن است ، مسبوق به محو چيزى سابق بوده باشد و احتمال مىرود كه آيه فقط اثبات شيئى بجاى
هامش
( 1 ) . الرّعد آيهء 38 .
( 2 ) . الرّعد آيهء 39 .