تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
( خود طبيعى ) قرار گرفته ، دائما در زد و خورد و كشاكش با انسانها و رويدادها حيات صاحبش را مستهلك مىسازد و از بين مىبرد . اين مكَّار غدر پيشه اگر از عقل سليم هماهنگ با فطرت و وجدان پاك اطَّلاع و بهره اى داشت ، مىگفت : « بدبخت و تيره روز كسى است كه عقل ندارد » ، « كسى كه عقل ندارد خوشىها و ناخوشىهايش مانند خوشىها و ناخوشىهاى حيوانات مىباشد » اين معاون زمامدار مسلمين كمترين بهره اى از قرآن نداشت كه بداند كه قرآن كسانى را كه تعقّل ندارند مانند حيوانات ، بلكه پستتر از آنها معرّفى مىنمايد . 17 ، 20 - أما و اللَّه ليمنعنى من اللَّعب ذكر الموت و إنّه ليمنعه من قول الحقّ نسيان الآخرة . إنّه لم يبايع معاوية حتّى شرط أن يؤتيه أتيّة و يرضخ له على ترك الدّين رضيخة ( آگاه باشيد ، سوگند به خدا ، كه ياد مرگ مرا از بازى باز مىدارد و فراموشى آخرت آن نابكار را از گفتار حقّ جلو مىگيرد . [ آن مكَّار مقام پرست ] بيعت با معاوية نكرد مگر اين كه معاويه براى او عطائى كند و رشوت ناچيزى به او بدهد . )

انديشهء صحيح در بارهء مرگ مانع از شوخى و بازيگرى در اين دنيا است

البتّه مقصود از شوخى كه با انديشهء صحيح در بارهء مرگ ناسازگار است ، با نظر به تفسيرى كه در مباحث گذشته گفتيم ، بازى با واقعيّات است كه موجب مسخ آنها مىگردد ، نه تعبير لطيف و مزاح در بارهء بيان واقعيّات كه بطور اندك در محاورات پيشوايان دين نيز ديده شده است . امّا اين كه چرا شوخى و بازيگرى در اين دنيا با انديشهء صحيح در بارهء مرگ ناسازگار است اوّلا بايد بدانيم كه شوخى و بازيگرى با خود مرگ كه پايان زندگى است ،