آن نقشه را اثبات نمايد . بعنوان مثال : باطل براى تحقّق بخشيدن به خود ، مىگويد : ما به خونخواهى عثمان اقدام به جنگ كردهايم ، حقّ مىگويد : اگر اين ادّعاى شما از روى صدق و صميميّت بوده باشد [ در صورتى كه چنين نيست و دست همهء شما به خون عثمان آلوده است ] اين يك دعواى حقوقى است [ اگر چنين دعوائى با وجود اولياى اقرب عثمان از شما مشروع باشد ] . چه ارتباطى با سلطنت خواهى دارد اين از نظر منطق و امّا از جنبهء عمل ، معاويه فرات را بر روى لشكريان امير المؤمنين ( ع ) مىبندد كه نه تنها از ديدگاه اسلام فسق و ظلم نابخشودنى است ، بلكه از ديدگاه هيچ مكتبى قابل توجيه نيست .
در طرف مقابل وقتى كه امير المؤمنين سپاهيان معاويه را از فرات دور مىكند ، و بر فرات مسلَّط مىگردد ، دستور مىدهد فرات براى همهء سپاهيان معاويه باز و همگان از آب فرات استفاده كنند .
بدين ترتيب باطل در تنگناى ضدّ منطق گرفتار مىشود و نمىتواند حركت پليد و آدمكشى خود را توجيه نمايد . در صورتى كه حقّ با استحكامى كه قانون دارد ، راه خود را پيش مىگيرد و باطل را در تنگناى خود محبوس مىنمايد .
باطل براى پيشرفت خود در تنگناى بستن نهر فرات بر روى دهها هزار انسان قرار مىگيرد و در مسير خود به بنبست آدمكشى و خونريزى مىرسد ، ولى حقّ در پهنهء عظيم واقعيّت در مجراى قانونى خود به احياى انسانها توفيق مىيابد .
اينست معناى اين كه هر اندازه علىّ بودن علىّ ( ع ) بيشتر بروز مىكند ، بر عمرو عاص بودن عمرو عاص افزوده مىشود و بالعكس ، هر اندازه كه عمرو عاص بودن عمرو عاص بيشتر شدّت پيدا مىكند ، علىّ بودن علىّ ( ع ) شكوفائى عاليترى از خود نشان مىدهد . مبناى اين تشديد در روياروئى و تقابل بسيار روشن است . و آن اينست كه هر يك از دو روح ، يا دو من همهء استعدادها و ابعاد خود را براى « حيات مطلوبى » كه براى خود انتخاب كرده است ، به فعّاليّت و تلاش وامىدارد و هر رويداد و سخن و عملى را كه ضرورى يا مفيد
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 203
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٠٣