تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
مزبور براى اثبات مدّعا بهره بردارى مىگردد ، مانند توصيف كه گاهى به جهت عدم توجّه به حقيقت آن ، بجاى استدلال مورد استفاده واقع مىشود . اين خطا در ادبيّات بسيار فراوانتر از علوم و فلسفه اتّفاق مىافتد ، اشعار اقوام و ملل دنيا پر از تمثيلات و تشبيهات است و توصيفاتي كه مقصود شاعر را با قاطعيّتى گاهى بالاتر از منطق در اعماق سطوح روانى شنونده نافذ مىنمايد . هيچ عاملى براى جلوگيرى از اين خطا ، جز وجدان متعهّد شاعر و نويسنده ادبى وجود ندارد . سبك سخن شخص اديب است كه بايد بطورى ساخته شود كه شنونده و مطالعه كننده بتوانند تمثيل و تشبيه و توصيف را با استدلال اشتباه نكنند . مخصوصا اگر به اين نكته توجّه داشته باشيم كه شعراء و ديگر نويسندگان ادبى در همه جا كلمه تشبيه و تمثيل را نمىآورند ، مثلا همواره و در همه جا نمىگويند : « اين مانند آن است » . بلكه در موارد خيلى فراوان تشبيه و تمثيل را به صورت قضيّه حمليّه ( اين آن است ) مىآورند . 3 - هر اندازه كه ملاك تشبيه ( وجه شبه ) ميان طرفين تشبيه يعنى مشبّه و مشبّه به ، قوىتر و مستقيمتر بوده باشد ، مفيدتر خواهد بود ، زيرا ملاك تشبيه است كه موجب انتقال ذهن شنونده به مقصود گوينده مىباشد .

انواعى از تمثيل و تشبيه در قرآن

مقدار تمثيل و تشبيه كه در قرآن مجيد آمده است ، فراوان و گوناگون مىباشد ، يعنى براى تفهيم مردم از هر يك انواع چهارگانه : 1 - محسوس بر محسوس . 2 - معقول بر معقول . 3 - محسوس بر معقول . 4 - معقول بر محسوس .