اين يك حكمت عالى است كه خداوند حتّى در مغزهاى بندگانش قدرت تشبيه و تمثيل را بوجود آورده است كه تفهيم و تعليم و تربيت به آسانى صورت بگيرد . بلكه از يك جهت مىتوان گفت : اگر خداوند متعال چنين قدرتى را در مغز بشرى ايجاد نمىكرد بدون ترديد رابطه تعليم و تربيت ميان انسانها مختلّ مىگشت ، مخصوصا در آن موارد كه موضوعات و مسائل مطروحه براى تعليم و تربيت از مقوله مفاهيم معقول و مسائل ما فوق محسوسات بوده باشد . پيش از بيان انواع مثلها در قرآن ، چند مطلب مهمّ را در باره اين پديده با اهمّيّت متذكَّر مىشويم : 1 - اين حقيقت را بايد بپذيريم كه هيچ تمثيل و تشبيهى نمىتواند به آن اندازه قابل تطبيق باشد كه همه حقيقت و خصوصيّات دو طرف تمثيل و تشبيه از همه جهات يكى باشد ، زيرا :
متّحد نقشى ندارد اين سرا
تا كه مثلى وانمايم مر ترا
هم مثال ناقصى مىآورم
تا ز حيرانى خرد را وارهم
به همين جهت است كه گفته مىشود : التّمثيل و التّشبيه يقرّبان من جهة و يبعّدان من جهة أخرى ( تمثيل و تشبيه از يك جهت به مقصود نزديك مىكنند و از جهت ديگر از مقصود دور مىنمايند ) .
به همين علَّت است كه نبايد از تمثيل و تشبيه انتظار داشت كه همه حقايق و خصوصيّات طرفين تشبيه ، يكسان بوده و همه مفاهيم مربوطه به آن دو را بيان نمايد .
2 - بدان جهت كه تمثيل و تشبيه فقط براى توضيح كلام است ، لذا به هيچ وجه نبايد آن دو را بعنوان دليل منظور نموده و براى اثبات مدّعا به كار برد و متأسّفانه اين مسئله مهمّ گاهى مورد توجّه قرار نمىگيرد و از دو موضوع