بحث ما است ، مىآوريم . اين آيه چنين است : * ( ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِه وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ الله ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ ) * ( 1 ) ( سپس ما كتاب را به كسانى از بندگانمان كه آنان را برگزيديم ، واگذار نموديم ، از آن امّتى كه كتاب را بر پيشوايانشان فرستادهايم ، گروهى از آنان بر خويشتن ظلم كردند و گروهى از آنان ميانه روى را پيش گرفتند و گروهى با اذن خداوندى براى وصول به خيرات سبقت نمودند و آن سبقت بر خيرات فضل بزرگى است [ كه خداوند براى آنان عنايت فرموده است . ]
اقتصاد و قسط و وسط و اعتدال و سبقت بر خيرات
سه كلمهء يكم و دوم و سوم و پنجم در قرآن مجيد در موارد متعدّدى وارد شده و كلمهء چهارم ( اعتدال ) كه از مادّهء عدل است ، در قرآن نيامده است ولى خود مادّهء عدل با مشتقّاتش در آيات متعدّد ذكر شده است . در آن موارد كه مادّهء قصد [ كه در فارسى به ميانه روى ترجمه مىشود ] و همچنين حدّ وسط كه تقريبا مرادف اقتصاد است ، ديده مىشوند اگر به رفتار انسان نسبت داده شوند تقريبا عمل به متن قانونى دين مىباشند و كسى كه از اين متن قانونى تعدّى نمايد ، مرتكب بدى شده است چه در بارهء خويشتن * ( فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِه ) * گروهى از آنان ستم بر خود روا مىدارند كه مقتصد در مقابل آن قرار گرفته است و چه در بارهء خويشتن و ديگران ، چنان كه از عموم آيهء : * ( وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ ) * ( و عدّهء زيادى از آنان مرتكب عمل بد مىشوند ) .
و مردم مقتصد در برابر اين عدّهء كثير * ( وَلَوْ أَنَّهُمْ ) * كسانى هستند كه
هامش
( 1 ) . الفاطر آيهء 32 .