تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
خود مطلوب حاصل نگشت ، خداوند متعال ببركت آن ذكر ، حقائقى را براى انسان روشن مىسازد كه فقدان مطلوب مفروض را جبران مىنمايد . اين پديده چيزيست كه بطور فراوان به تجربه رسيده است . و شايد فقدان مطلوب كه ناشى از فراموشى يا خنثى گشتن عوامل انديشه و نظم گشته است ، از الطاف خفيّهء الهى باشد كه انسان را وادار به ذكر و انقطاع الى الله مىنمايد كه به جهت تصفيهء درون ، امتيازى خيلى بالاتر از مطلوب گمشده را نصيب انسان خواهد كرد :
گفت معشوقم تو بودستى نه آن ليك كار از كار خيزد در جهان

اگر پذيرش تأثير ذكر خداوندى در تنظيم انديشه براى كسى مشكل بود ، چنين كسى مناسب است كه برود مقدارى در تاريخ اكتشافات و اختراعات تحقيق كند تا بداند كه اگر چه انديشه و تجربه و تحقيق متداول تأثير مقدّماتى در بروز اكتشافات و اختراعات دارند ، ولى به اتّفاق همهء صاحبنظران آن مرحلهء نهائى كه به اكتشاف و اختراع منتهى مىگردد ما فوق انديشه و معلومات مربوطه مىباشد . 4 - ذكر خداوندى و به ياد بودن خدا بايستى مانند به ياد بودن و ذكر پدران بلكه والاتر و شديدتر از آن باشد . * ( فَاذْكُرُوا الله كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً ) * ( 1 ) ( خدا را ذكر كنيد چنان كه پدرانتان را ذكر مىكنيد ، بلكه شديدتر ) اين كيفيّت براى ذكر ، در حقيقت توجيه انسانها است به اين كه چنان كه پدرانتان را با يقين به وجود واقعى آنان و ارتباط يقينى كه وجود شما با وجود آنها دارد و خود را مانند دامنهء شخصيّت پدران و وابسته به آنان مىدانيد ، ذكر مىكنيد ، خدا را هم با همين كيفيّت ذكر نمائيد . بلكه شديدتر و والاتر .

هامش
( 1 ) . البقرة آيهء 200 .