اما ميخائيل نعيمه ، اين مرد اديب برجسته و نابغهاى كه در روانىِ سبك ، بىنظير است ، دربارهء فرزند ابوطالب رأيى دارد كه همچون حلقهاى زرّين در سلسله آراى برجستهاى كه نوابغ فكر و خرد دربارهء على اظهار داشتهاند ، مىدرخشد .
على در نظر وى ، پس از پيامبر صلى الله عليه و آله در انديشه و اخلاق و سخن ، رهبر بىرقيب و بىنظير عرب است . زبان عربى ، فطرت دستخورده جاهليت و عظمت منطق اسلام و صفاى روح پيامبر صلى الله عليه و آله را يكجا در خود جمع كرده است . على در اين زبان آن چنان مهارت نشان داد كه تاكنون كسى نتواسته تا اين حد در اين زبان ماهر و استاد گردد .
حكمتها و مواعظ اخلاقى به وسيله على به اوج كمال خود رسيد . تا آن روز ، هيچ بشرى نتوانسته بود در راه تكميل آن اين چنين كوشش كند ، زيرا از يك سو شعلههاى يك ايمان زنده بر آنها بارقه مىزد و از سوى ديگر ، از زيبايى معنوى حيرتانگيزى برخوردار بود .
روشنبينى اين پيشواى بزرگ در عالىترين مرحلهء كمال بود . او به سرچشمهء زندگى و آزادى چنان پيوند يافته بود كه از اتصال جويبار به سرچشمه و از ارتباط گياه به باران هم محكمتر بود . انديشههاى ناب و روح بلند و سخنان جاودان فرزند ابىطالب ، در مرزهاى زمان و مكان محبوس نمىشود .
آنها چنان عميق هستند كه با حقايقى پايدار و اصولى استوار اتحاد يافته و در پىريزى مبانى نيكى و زيبايى همكارى دارند . اصالت آنها به حدى است كه بدون ترديد پايههاى فكر و روح و زيبايى از لحاظ هستى به هم پيوستهاند .
از آنجا كه اين رهبر عظيمالشأن با حقايق امور اين چنين آشنايى دارد ، بىهيچ رنج و زحمتى آنها را بازگو مىكند . او همچون اقيانوس بيكرانى است كه گوهرهاى ارزنده را در دل خويش پرورانده و بى هيچ رنج و زحمتى به انسانها تحويل مىدهد .
ميخائيل نعيمه هنگامى دربارهء على ، اين مظهر فكر و بيان ، اين گونه سخن مىگويد كه آثارش به سرحد كمال رسيده ، و لذا سخنش داراى ارزشى است كه سخنان ديگران
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 675
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٧٥