آن را دارا نيست ، زيرا نعيمه نه تنها در سبك خود ، بلكه در انديشهاش نيز به گونهاى است كه هرگز مبالغه نمىكند و گزاف نمىگويد . آنچه به زبان مىآورد ، همان است كه در دلش جارى است . هر كلمهاى كه مىنگارد ، داراى چنان قدر و منزلتى است كه نمىتوان كلمهء ديگرى به جاى آن گذاشت و هر رأيى كه اظهار مىكند ، در انديشه و قلب او داراى معنايى است كه هيچگونه ابهامى ندارد .
هنگامى كه نگارنده به اطلاع وى رساند كه تصميم دارد دربارهء اين امام والامقام كتابى بنگارد ، نامهاى تشويقآميز برايش فرستاد كه قسمتى از آن را در اينجا ملاحظه مىفرماييد :
« عزيزم استاد جرداق !
چه اقدام خوبى است كه شما درصدد نگارش كتابى دربارهء شخصيت امام على برآمدهايد . خداوند تو را توفيق بخشد . از عقيدهء من دربارهء امام سؤال كردهاى . عقيده من اين است كه او پس از پيامبر گرامى اسلام ، از لحاظ بلاغت و حكمت و فهم دين و توجه به حق و دورى از آلودگىها ، بهطور مطلق سرور عرب است . من در مطالعات خود به مردى برنخوردهام كه اين گونه به زبان عربى مسلط باشد ، خواه در موعظههاى دينى و سخنان حماسى و نامههاى سياسى و خواه در سخنان پراكندهاى كه گاه و بيگاه بر زبان مىراند كه با همهء ايجاز ، از اندرزها و حكمتهايى سازنده موج مىزند و با نورى ناشى از ايمان حقيقى روشنايى مىگيرد و از نظر زيبايى بيان به مرحلهء اعجاز مىرسد . گويى گوهرهايى بودند كه طبيعت آنها را در اعماق اقيانوسها پرورانيده است وگويى دريا آنها را به رايگان و بى هيچ زحمتى به بيرون مىريزد .
در ميان عرب ، كسى را به روشنبينى على سراغ نداريم . حتى كسى را كه بتواند شكلهايى را كه در آينهء قلب على منعكس مىشود ، مورد استفاده قرار داده و به صورت سحر حلال ، در يك تابلوى زيبا و دلانگيز عرضه بدارد نمىشناسيم .
عبارتهاى مسجع على ، در رنگآميزىهاى خاص و موسيقى نشاطانگيز خود انسان
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 676
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٧٦