را به نشاط مىآورد و قافيهپردازىهاى على ، گويى از آسمان بر شاعر نازل شدهاند .
اين قافيهها براى يك هدف مهم در اواخر اشعار قرار مىگيرند و محال است چيز ديگرى بتواند جايگزين آنها باشد . آنها در جايگاه خود چيزهايى را بازگو مىكنند كه كلمات ديگر از بيان آنها فرو مىمانند . اينها به منزلهء سنگى هستند كه دو طرف پل يا طاق را به هم متصل مىسازند ، و هيچ سنگى - بزرگتر يا كوچكتر - نمىتواند جاى آن را بگيرد . . . على مظهر عالى فكر و روح و بيان در هر عصرى است . »
* * * بدين ترتيب ، عصرها به يكديگر پيوند خورده و در دوستى و تجليل امام باهم جمع مىشوند . اين محبت و تجليل بسيار با عظمت است . بزرگ معرّه و نابغهء لبنان و اديب عرب با هزار سال فاصلهء زمانى و فرسنگها فاصله مكانى ، در يك نقطه به هم مىرسند :
نقطهء : محبت على و تجليل از مقام شامخ او .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 677
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٧٧