تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
شايد مطالب عمده‌اى كه گذشتگان دربارهء على و فرزند او ، شهيد كربلا حسين - كه در گرامى داشتن ارزش‌هاى انسانى امتداد شخصيت پدر خويش است - گفته‌اند ، از لحاظ عظمت ، به پايهء گفتار ابوالعلاى معرّى نمىرسد . علت اين است كه معرّى در رأى و گفتار خود مجامله نمىكند . او تنها از وجدان پاك و حس دقيق و نيروى منطق سليم خود الهام مىگيرد . چنين مردى كه در آراى خود دربارهء شئون زندگى مطالب مربوط به دين و دنيا و باورهاى مردم و طرز انديشه آنها ، دربارهء حوادث گذشته و حال ، فريب نمىخورد چاره‌اى ندارد جز اين‌كه به نداى عميق وجدان خود كه در ژرفاى روحش طنين افكن است پاسخ دهد و بگويد : آن انسان بزرگ را ستايش كن كه در راه حفظ ارزش‌هاى واقعى - كه فداى سودپرستىها شده - و به خاطر احياء عواطف انسانى - كه مطامع پست دنيا آنها را پايمال كرده‌اند - كشته شده ؛ آن هم به دست حاكمى فرومايه و شهوت‌پرست . آرى ، بزرگ معرّه چاره‌اى ندارد جز اين‌كه به ندايى كه از ژرفاى وجودش برمىخيزد - نه از عاطفه دينى و يا نظر سياسى - پاسخ گويد . او از تأسف عميق خود نسبت به دو شهيد گرامى ، على و حسين ، يك تابلو نفيس شگفت‌انگيز مىسازد كه با خيالى نيرومند ، رنگ‌آميزى شده و با عاطفه‌اى قوى آراسته گرديده و با عقلى كم‌نظير نصب شده است . اين تابلو غم‌انگيز ، از غم و اندوه روزگار و دربارهء پيش‌آمدها و فجايع ناگوارى سخن مىگويد كه در طول تاريخ گريبان‌گير انسانيت شده است . حوادث ناگوار ، حلقه‌هايى پيوسته از يك زنجير هستند كه بىبند و بارى كسانى كه به نيكىها تجاوز كرده و خيانت كسانى كه ارزش‌هاى والاى زندگى را زير پا گذاشته‌اند ، آنها را ساخته است . شاعر بزرگ معرّه مىگويد :
و علىالدهر من دماء الشهيدين * على و نجله شاهدان فهما فى اواخر الليل فجران * و فى اولياته شفقان