پيرامون شخصيت امام سخن مىگويند
امام على زندگى را بدرود گفت ، در حالى كه همچون همهء پيامبران ، در هر شهرى كه قدم مىگذاشت فضاى آن براى روح بزرگ او تنگ بود ، و در ميان هر جمعيتى كه زندگى مىكرد ، با افكار بلند او آشنايى نداشتند و در زمانى زندگى مىكرد كه زمان واقعى او نبود .
جبران
على مظهر عالى فكر و روح و بيان در هر عصرى و در هر جايى است .
نعيمه
در اين محبت ، خاصيتى است كه ملوان كشتى را كه مخاطرات و امواج سهمگين از هر سو او را تهديد مىكنند ، از غرق شدن نجات مىدهد .
اين اشعار سوزناك ، از غم هستى و اندوه روزگار ، از پيشآمدها و مصيبتهاى ناگوارى سخن مىگويد كه طى يك تاريخ طولانى گريبانگير بشريت شدهاند .
گويا مىبينم كه ابرهاى نيلگون ، با آرامش و حسرت ، برفراز اين صحراى سرد به آرامى مىگذرند .
مردم دوستىِ على و علىدوستىِ مردم ، يكديگر را تصديق مىكرده و نشان مىدهند : بزرگ كسى است كه دوستدار نيكى باشد و در راه آن شهيد شود . على همان شهيد بزرگوار است . در ميان انسانها ، خوبىها و زيبايىهاى بسيارى وجود دارد كه