« از خلقتهاى دقيق و حكمتهاى شگفتانگيز پروردگار ، حكمتها و اسرار خاصّى است كه در خلقت خفاشها مىبينيم ، روشنايى كه هر موجودى را به جنبش و نشاط درمىآورد ، بال و پر خفاش را مىبندد و تاريكى كه همه زندگان را به آرامش مىخواند ، او را به حركت و پرواز درمىآورد .
چگونه است كه چشمش از نور خورشيد بهره نگرفته و نمىتواند در هدفهاى خود ، از پرتو آفتاب استفاده كرده و راه خود را بيابد ؟ چگونه پرتو خورشيد مانع از آن است كه حركت كند و او مجبور است در آشيانه خود مانده و در موقع تابش نور بيرون نيايد ؟
خفاش روزها پردهء چشم را روى مردمك چشم مىكشد و شب را چراغى براى يافتن روزى خود قرار مىدهد و تاريكى ، مانع بينش او نيست . و او در شب تيره بهدنبال كار خويش است و چون خورشيد نقاب تيره از رخسار گيتى برافكنده و روى بنماياند ، سوسمار خفته در لانه بيدار گردد و خفاش بيدار ديده برهم نهد و به آنچه در ظلمت شب بهدست آورده ، اكتفا كند .
پاك و منزه است خدايى كه شب را براى خفاش روز و وقت معاش قرار داده و روز را براى او وقت آرامش و آسايش نموده است . خداوندى كه براى او بالهايى از گوشت خلق نموده كه هرگاه بخواهد ، با آنها به پرواز درمىآيد . و گويى دنبالهء پرهء گوش اوست كه نه پر دارد و نه استخوانى ، ولى جاى رگها را در آن روشن توانى ديد .
خفاش دو بال دارد ، نه بسيار نازك كه زود به درد و نه بسيار سفت و كلفت كه سنگين باشد . چون به پرواز درآيد ، فرزندش نيز در آغوشش همراه اوست ، هركجا كه درآيد در پناه مادر است و هيچوقت از او جدا نشود تا اندام وى محكم و استوار شود و بتواند با بالهاى خود به پرواز درآيد و راه روزى خود را شناخته و مصلحت خويش را بداند .
آرى ! پاك و منزه است خداوندى كه همه چيز را آفريد ، بدون آنكه از ديگرى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 661
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٦١