نمونهاى داشته باشد . »
24 . كوههاى بىگياه . . .
از جمله خطبههاى آن حضرت ، خطبهاى است در استسقا و طلب باران از خداوند . اين خطبه مالامال از عاطفه و گرمى و احساس نسبت به موجودات و آكنده از فروتنى و تواضع نسبت به آفرينندهء جهان و هستى است :
« خدايا ! كوههاى ما بىگياه ماند و زمين غبارآلود شد و چهارپايان تشنه گشته و در مراتع خود سرگردان ماندند و مانند زنهاى فرزند مرده ، بر فرزندان خود زارى مىكنند و از رفتن به چراگاه خشك ، غمگين گشته و از آبشخور خود نااميد شدهاند .
خدايا ! به ناله اين خيل نالان ترحم كن و به زارى آنها ببخشاى !
خدايا ! بهسوى تو آمدهايم ، هنگامى كه قحطى ما را فرا گرفت و ابرها مأيوسمان كردند و باران نيامد ، چهارپايان ما هلاك شدند . ما را بهخاطر اعمال زشتمان مؤاخذه مفرما و به جهت گناه ، كيفرمان نده . رحمت خويش را با ابرهاى بارانزا و سبزههاى فراوان و شاداب براى ما بفرست . رگبارى تند و فراوان نازل كن كه مرده را با آن زنده كنى و از دسترفته را به زندگى بازگردانى .
خدايا ! آب ده تا ما را زنده و سيراب سازى و رحمت و بركت تو همه را فرا گيرد ؛ آبى كه به اندازهء كافى پاك و پربركت و گوارا باشد ، و گياهان با شاخههاى تر و تازه و برگهاى شاداب بر خود آيند و بندگان ناتوان تو جانى بگيرند و زمينهاى خشك و مرده زنده شوند .
خدايا ! بارانى بفرست كه دشتها را سرسبز و خرم سازد و رودهايمان را روان كند و اطراف ما را پر از گياه نمايد و ميوههاى ما برسد و چهارپايان ما از مرگ نجات يابند و سرزمينهاى دور ما نيز از آب بهره يابند و بيابانهاى خشك و گرم ما هم پرطراوت شوند . و اينها همه ، از بركت فراگير تو دور نيست . »