تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
16 . از سخنانى كه پس از ضربت ابن ملجم و پيش از شهادت به‌طريق وصيت ايراد نمود و در آن خاندان و پيروان خود را به‌عفو او تشويق فرمود : من ديروز مصاحب شما و در ميان شما بودم و امروز براى شما مايهء عبرتم و فردا از شما جدا مىشوم . اگر زنده ماندم خود صاحب خون خويشتن هستم و اگر درگذشتم كه عاقبت همه‌كس مرگ است و اگر ببخشم ، عفو و بخشش براى من سبب تقرب در پيشگاه خداوند و براى شما نيكى است ، پس از او درگذريد ! * * * 17 . نامه‌اى به قثم‌بن عباس فرماندار مكه : اما بعد ! نادان و جاهل را بياموز ، با دانشمند مذاكره كن ، جز زبان تو ، كسى به مردم پيام نرساند و حاجب و دربانى جز رويت نباشد . نيازمند را از ديدار خود بازمدار كه اگر در نخستين بار از در تو رانده شود و پس از آن حاجت او را روا كنى ، باز تو را ستايش نكند و آنچه از بيت‌المال در پيش تو گرد آيد ، بنگر و در ميان مستمندان اطراف خود با توجه به نياز آنان پخش كن و آنچه زايد آيد ، نزد ما بفرست تا در موارد لازم انفاق و تقسيم كنيم . * * * 18 . نامهء امام على عليه السلام به سران لشكريانش : اما بعد ! سزاوار است كارفرمايى كه نعمت و فضلى به او رسيده ، باعث تغيير وضع او نسبت به ملت نگردد و هرچه خدا به او نعمت بيشتر ارزانى بدارد ، به بندگان خدا نزديك‌تر شود و به برادرانش مهربان‌تر گردد . حق شما بر من آن است كه جز در جنگ رازى از شما پنهان و پوشيده ندارم و كارى بدون مشورت با شما انجام ندهم ، مگر در حكم شرعى و حق شما را از وقت معين آن به تأخير نيندازم . شما در حق ، نزد من برابريد و اگر شما بر اين دستور استوار نباشيد و يكى از شما كج روى كند و منحرف گردد ، او را كيفر سخت دهم و راه فرارى از آن نداشته باشد .