هان ! بدانيد كه پيشواى شما از دنيا به دو تكه پارچهء كهنه و از خوردنىها به دو قرص نان قناعت كرده است . البته شما به انجام چنين قناعتى توانايى نداريد ، ولى مرا با پارسايى و كوشش و پرهيز و درستى يارى كنيد . بهخدا سوگند از دنياى شما ، زر نيندوختم و ثروتى ذخيره نكردم و براى جامهء كهنهء خويش جاىگزينى تهيه نكردم و اگر مىخواستم ، مىتوانستم از شهد ناب و مغز گندم و جامهء ابريشمين براى خود خوراك و پوشاك آماده سازم ، ولى هرگز خواهش نفس بر من غلبه نكند و ميل و شهوت ، مرا به برگزيدن خوردنىهاى گوناگون وادار نسازد . چگونه چنين باشد ، در حالىكه در حجاز يا يمن ممكن است كسانى باشند كه اميد يك قرص نان را ندارند و به عمر خود يك شكم سير بهخود نديدهاند . آيا من با شكم سير بخوابم و در گرد من شكمهاى تهى و جگرهاى سوزان باشد ؟
آيا فقط به اين اكتفا كنم كه به من پيشواى مسلمانان بگويند ، ولى در سختىهاى روزگار با توده مردم شريك نباشم ؟
شايد يكى از افراد ملت بگويد : اگر خوراك فرزند ابوطالب اين است ، پس ضعف و سستى او را از جنگ و نبرد با قهرمانان و برابرى با دليران بازخواهد داشت . ولى آگاه باشيد كه درخت بيابانى چوبش سختتر و محكمتر و سبزههاى شاداب پوستشان نازكتر است و گياهان دشتى بهتر مىسوزند و ديرتر خاموش مىگردند .
بهخدا سوگند اگر همهء عرب در پيكار با من پشت به يكديگر دهند ، هرگز رو برنمىگردانم .
* * * 12 . از نامههاى علىبن ابىطالب عليه السلام كه به مأمورين ماليات خود نوشته است :
. . . با مدارا و انصاف با مردم رفتار كنيد و در انجام امور و برآوردن نيازهايشان شكيبا باشيد . كسى را از درخواستش به خشم نياوريد و از مطلوبش بازنداريد و هرگز بهخاطر ماليات ، لباس تابستانى و زمستانى مردم را نفروشيد و رزقى را كه مىخورند
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 645
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٤٥