تو به بريدن رشتهء محبت ، تواناتر از تو به پيوستن و صلهء او نباشد و هرگز برادر تو در بدى نمودن ، تواناتر از تو بر نيكى نمودن نباشد .
* * * 6 . از نامهاى كه به برخى از كارمندانش نوشت :
به من خبر رسيد كه زمين را درو كرده و هرچه زير پايت بوده برگرفتهاى و آنچه را كه به دستت رسيده خوردهاى ! بايد حساب پس بدهى و وضع خود را بر من گزارش دهى .
* * * 7 . از نامهء امام على عليه السلام به منذربن جارود عبدى كه به امانت خيانت نموده و به بيتالمال دستبرد زده بود :
اما بعد ، نيكى پدرت مرا فريب داد ! و گمان كردم كه از روش او پيروى كرده و به راه او مىروى ، ولى به من خبر رسيد كه تو خيانت كرده و از هواى نفس پيروى مىكنى و براى آخرتت توشهاى نمىگذارى . . . اگر آنچه از تو به من رسيده صحيح باشد ، شتر خانواده و دوال كفشت از تو بهتر است و كسى كه مانند تو باشد ، سزاوار نيست نگهبان مرزها باشد يا امرى را اجرا كند يا مقام او بالا رود ، يا در امانتى شريك گردد يا براى جلوگيرى از خيانت و نادرستى مورد اعتماد قرار گيرد . هنگامى كه اين نامهء من به تو رسيد بلافاصله نزد من بيا !
* * * 8 . نامهاى ديگر به همان كارمند :
چگونه آن خوردنى و نوشيدنى كه مىدانى حرام است تو را گواراست ؟ و چگونه از مال يتيم و مسكين كنيز مىخرى ؟ پس از خدا بترس و اين اموال را به صاحبان آنها بازده و تو اگر اين كار را انجام ندهى و خداوند مرا بر تو مسلط سازد ، وظيفهاى را كه در پيشگاه خداوند دارم ، دربارهء تو انجام مىدهم و با شمشير گردن تو را مىزنم ؛
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 643
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٤٣