زمامداران شكايت داشتند ، من امروز از تودهء خود گلهمند هستم . گويى عنان من بهدست آنهاست و بايد به هرسو كه مىخواهند ، مرا ببرند » .
و در آن هنگام كه ياران معاويه ، « محمدبن ابىبكر » را كشتند و خبر آن به گوش امام على رسيد ، فرمود : « اندوه ما در مرگ وى ، به اندازهء سرور و شادى آنهاست . يك تن از دشمنان آنها كاسته شد و ما دوست وفادارى را از دست داديم » .
از امام پرسيدند : عدالت بهتر است يا بخشش ؟ فرمود : « عدالت هر چيزى را بهجاى خود نهد و بخشش كارها را از مسير صحيح خود خارج سازد . عدالت نگهبان همگان است ، بخشش يك امر خصوصى است و بىشك عدالت و دادگرى بهتر و عالىتر است » .
امام روزى در وصف يك فرد با ايمان ، بالبداهه چنين فرمود : « فرد با ايمان كسى است كه شادى او در چهرهاش و حزن و اندوهش در درونش باشد . سينهء گشاده دارد ، فروتن و متواضع است . برترىطلبى را دوست نمىدارد و از شهرت بيزار باشد . اندوه او طولانى و هدف او عالى است . بيشتر خاموش است و هيچوقت بيكار نيست . بر نعمت سپاسگزار بوده بردبار و نرمخوى و نيكنفس است . »
فردى نادان براى خودنمايى ، موضوعى را از امام پرسيد ، و امام بلافاصله در پاسخ او فرمود : « هر پرسشى را براى فهميدن مطرح ساز و براى خودنمايى چيزى مپرس ، زيرا نادان و جاهلى كه بخواهد چيزى بياموزد ، مانند دانشمند است و دانشمندى كه از راه صحيح تعليم ندهد ، همچون جاهل خودنماست » !
پس بهطور خلاصه : علىبن ابىطالب اديب و سخنورى بزرگ است . او بر پايهء آزمايشهاى زندگى پرورش يافت و سبك و اسلوب بلاغت را خودبهخود آموخت و به همين جهت داراى هر صفتى بود كه هنر و ادبيات خواستار آن است : اصالت در شخصيت ، فرهنگ مترقى و پيشرو كه شخصيت را مىسازد و اصالت نيز در آن تمركز مىيابد .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 635
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٣٥