جملات كوتاهى بيان داشت كه تشكيلدهندهء قواعد و قوانين رياضى خاصى بود كه شامل مظاهر و جلوههاى هستى گشته و از آن ، بهسوى ماوراى ظواهر و جلوهها ، يعنى : بهسوى اصول اساسى و ژرف و ثابت هستى نفوذ نمود .
و بدينترتيب است كه علىبن ابىطالب ، در همهء قلههاى هستى ، در سطح واحدى از نظر بينش ، دربارهء مسائل زندگى واحد و احساس عميق نسبت به جهان هستى واحد ، بهطور برابر قرار دارد . و از همينجاست كه ادبيات امام على ، همچون سرودهايى منظم و بههمپيوسته ، از دل و جان بزرگمردى بيرون مىآيد كه مىخواهد در كنه وجود همهء موجودات رخنه نمايد و نفوذ كند تا عمق و حقيقت آنها را ببيند و به اصالت آنچه درك نموده است ، اطمينان يابد و بهخوبى دريابد : آنچه بهصورت ظاهر متباين است ، بر روى قانون واحدى استوار است و آنچه گوناگون بهنظر مىرسد ، از اصل واحدى سرچشمه گرفته و همهء آنچه در جهان هستى از يكديگر دور است ، با يك رشتهء بههم پيوسته كه دوطرف آنها ، به ازل و ابد بسته است ، پيوند دارد .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 622
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٢٢