تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
علىبن ابىطالب ، همانند قلب و فكرش ، صريح و روشن ، و مانند نيت و قصدش ، راست و درست بود ، و روى همين اصل ، ديگر جاى شگفتى نيست كه اين روش ، برنامه و راهنماى بلاغت گردد . سبك و روش علىبن ابىطالب در نتيجهء صدق و راستى ، به مرحله‌اى رسيده كه سجع و وزن هم در سخن او بدون هيچ‌گونه تكلف و تصنعى ، به‌طور طبيعى جلوه يافته و ظهور نموده است . و از همين‌جاست كه جمله‌هاى بىشمار موزون و مسجع امام على ، از هرگونه تصنع دور بوده و از طبع سرشار او ، بدونِ تكلف - مانند آب از سرچشمه - روان گشته است . به اين سخن مسجع و موزون و مقدار سلاست طبع و ذوقى كه در آن به‌كار رفته است ، بنگريد : بانگ جانوران را در بيابان‌ها مىشنود و گناه پنهانى بندگان را مىداند و آمد و رفت ماهيان در زير آب درياها را مىبيند و برهم‌خوردن آب با طوفان‌هاى شديد را مشاهده مىكند « 1 » . و يا به اين سخن او در يكى از خطبه‌هايش ، توجه كنيد : . . . و هم‌چنين است آسمان و هوا ، باد و آب . شما به خورشيد و ماه ، گياه و درخت ، آب و سنگ ، گردش شب و روز ، پيدايش و امواج اين درياها ، بىشمارى اين كوه‌ها و بلندى قله‌هاى آنها و گوناگونى زبان‌ها و لغات بنگريد ، تا خدا را بشناسيد . . . . من باز سفارش مىكنم در اين عبارت - كه طبع روان و سجع زيبا در آن ، درهم آميخته است - دقت كنيد : آن‌گاه آسمان را به زيور ستارگان بياراست و به نور و روشنايى ، آن را آذين بست و در
هامش
( 1 ) . براى نمونه فقط متن عربى يكى از جملات نقل‌شدهء امام را در پانوشت نقل مىكنيم تا اهميت گفتار مؤلف در اين زمينه ، به‌خوبى روشن گردد : « يعلم عجيج‌الوحوش فىالفلوات ، و معاصىالعباد فىالخلوات و اختلاف‌النينان فىالبحار الغامرات و تلاطم الماء بالرياح العاصفات . . . » م