سبك و اسلوب مفهومى ندارد ، و پىريزى و زيرسازى ، با چگونگى مفهوم و معنى ، تلازم دارد و شكل ظاهرى ، ارزشى كمتر از مفهوم و معنى ندارد ، و در هيچ هنرى ، شرايط عرضهداشتن اثر و پديده كمتر از شرايط نفس موضوع نيست .
سهم علىبن ابىطالب از ذوق هنرى - يا درك زيبايى - از جمله چيزهايى است كه نظير آن كمتر يافت مىگردد و اين ذوق ، مقياس طبيعى و ميزان طبع ادبى در نظر اوست . اين ذوق و طبع ادبى ، طبع و ذوق كسانى است كه داراى موهبت و اصالت در بينش هستند ، كسانى كه جهان را مىبينند و درك مىكنند و آنگاه آنچه را كه از قلبشان مىجوشد بىتكلف و با نيروى درك خود از آن پرده برمىدارند و به همين جهت بر زبانشان جارى مىگردد .
علىبن ابىطالب در زندگى به راستى و راستگويى شناخته شد و امتياز يافت . و درواقع ، صدق و راستى نخستين ملاك هنر و تنها مقياس سبك و اسلوبى است كه انسان را فريب نمىدهد .
* * * شرط اساسى بلاغت كه توافق و تطابق سخن با مقتضاى حال است ، آنچنان كه در نزد علىبن ابىطالب جمع و كامل بود ، در نزد هيچ اديب و گويندهء عربى وجود نداشت . درواقع انشاء علىبن ابىطالب ، پس از قرآن ، عالىترين نمونهء اين بلاغت است . سخن امام على در عين وضوح كامل ، موجز ، نيرومند ، خروشان و داراى همبستگى كامل و پيوند تام و تمام ، بين الفاظ و معانى و هدفهاست . آهنگ آن در گوش انسان همچون نواى موسيقى دلپذير و شيرين است . او در جايى كه سختگيرى و درشتى لازم نباشد ، با نرمى و آرامى سخن مىگويد و در موارد لزوم ، با شدت و خشونت حرف مىزند ، بهويژه هنگامى كه بهخاطر بينوايان و درماندگان و كسانى كه حقوق آنان پايمال شده است ، برضد منافقان و حيلهگران و دنياپرستان و تباهىهاى آنان سخن مىگويد . بدينترتيب ، روشن مىشود كه سبك و اسلوب
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 624
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٢٤