وحدت هستى
همهء آنچه در جهان هستى از همديگر دورند در يك رشته بههم پيوستهاند و دو طرف آنها به ازل و ابد بسته است .
ادبيات و سخنان پرمايه ، در انديشه ، ادراك ، خيال ، طبع و ذوق سخنور اصالت و ريشهاى دارد كه او را در يك وحدت و بههمپيوستگى مطلق ، با موجودات جهان هستى پيوند مىدهد . سپس اين اصالت وقتى بخواهد از زبان اديب ، در قالب لفظى بيرون بيايد ، با سبكى زيبا و جالب ، با رنگى از وحدت و پيوستگى هستى ظاهر مىشود كه پيداست با روح وحدت زنده است و اين درواقع ، نمودار زندهاى از تأثير جهان هستى بر وجود اديب و تأثير اديب بر جهان هستى است .
و از آنجا كه وظيفه علم و دانش ، تجزيه و تحليل است و هر نكتهاى را بهتنهايى مورد ارزيابى قرار مىدهد ، وظيفهء هنر و ادبيات ، ايجاد وحدت و بههمپيوستگى است . و از آنجا كه علم به اشياء جهان هستى ، بدين منظور مىنگرد كه آنها را از همديگر جدا ساخته و مورد بررسى قرار دهد ، هنر و ادبيات سر آن دارد كه به اشياء جدا از هم ، آنچنان بنگرد كه در اصل و حقيقت خود يكى هستند ، تا آنجا كه اين امر باعث گرديد انديشه و نظريهء پيوند و وحدت كامل بين همهء مظاهر و جلوههاى جهان هستى بهوجود آيد .