كه اخلاق شايسته و صفاى وجدان در آن نقشى نداشته باشد . و اگر ويژگىها و برترىهاى جوانمردى در كسى جمع شده باشد ، اين شخص تنها على بن ابىطالب است .
شگفتا ! آيا على بن ابىطالب مردم را - هر كه باشند - از آبى كه پرندگان ، گياهان و حيوانات زمين استفاده مىكنند ، محروم مىسازد ؟ آيا على مردى را كه تنها اميدش اين است كه زنده بماند و به خورشيد و ماه نظر افكند ، نان بخورد و آب بياشامد ، به قتل برساند ؟ !
اين دو حادثهء جنگ صفين را ، دوستان على ، با ديگر اعتراضاتى كه متنفذين بر او داشتند در ارتباط مىبينند ، زيرا مىگويند : چند بار در سياست خود اشتباه كرد ؛ يكى در عزل معاويه و ديگر رفتارى كه با طلحه و زبير كرد ، و ديگر آن كه نسبت به فرمانداران و كارگزارانش سختگيرى نمود و دستشان را در حكومت بازنگذاشت تا در اموال مردم تصرّف كرده و در مقابل به او وفادار بمانند .
اما به نظر من ، آنچه آنان ضعف على در سياست مىدانند ، ارزشهايى است كه از احساس لطيف و سرشت پاك وى سرچشمه گرفته است . كسانى كه به على اعتراض مىكنند ، اعمال على را با معيارهاى زمانهاى بعد كه امانت و راستى و آسايش وجدان در اصول و مبانى سياست راهى ندارد ، مىسنجند .
على در مهارت و قدرت سياسى هوشيارانه به حدّى رسيده بود كه هرگز هوشياران عرب و سياستبازانشان به آن حد نرسيده بودند . على در انديشهء عميق و پيشبينى دقيق سياسى و جنگ ، و در آزمودن مردم و شناسايى افراد ناپاك و در بهدست آوردن نتايج ، قبل از رسيدن به آن و در آگاهى از اميال و طمعهاى مردم و روشهاى حيلهگرانه ، آنقدر توانا بود كه نه معاوية بن ابوسفيان و نه عمرو بن عاص و نه هوشياران و سياستمداران ديگر عرب ، چنان توانايى نداشتند ، ولى على از حيلهگرى دورى مىكرد و از آنچه مردم آن را فرصت طلبى مىنامند و آن باعث
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 556
مساهمون: جورج جرداق
ص٥٥٦