تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
برساند و يا اين كه فرض مىكنيم كه اوضاع در همان صبحى كه على به قتل رسيد ، به طور ناگهانى تغيير كرده بود و عده‌اى از يارانش از آن ضربت دردناك جلوگيرى كرده بودند و از اين توطئه جان سالم به‌در برده بود و سپس آن حضرت تصميم خود را دربارهء تأديب معاويه عملى كرده بود و در مبارزهء نظامى بر سپاه شام پيروز شده بود و يا اين كه فرض مىكنيم : داستان « حكميت » در جنگ صفين عده‌اى از ياران على را از جنگ باز نداشته بود و آنها به نبرد ادامه داده و بر معاويه و عمرو بن عاص پيروز شده بودند و جنگ صفين هم مانند جنگ جمل پايان يافته بود و با تمام اين فرضيات ، على همان‌گونه كه بر طلحه و زبير غلبه يافته بود بر معاويه هم غلبه مىيافت ، در اين صورت دربارهء سياست على چه مىگفتى ؟ و چه عيبى در شايستگى او مىديدى ؟ ! آيا همچون ديگران نمىگفتى كه على علاوه بر بلاغت ، حكمت ، شرف ، و صفاى وجدان ، سياستى برتر از سياست معاويه داشت و داراى نيرويى برتر از عمروعاص در رويارويى با حوادث و رفع مشكلات بود ؟ معترضين دربارهء على در اين مورد كه معاويه و ديگر كارگزاران عثمان را عزل كرد ، چه مىگويند ؟ اوضاع زمان و سياست عثمان با او سازگارى نداشت و با اخلاق سالم و درك عظيم و شايستگى خالص على هماهنگى نداشت كه اجازه بدهد آنها با مال و ثروت ملت و مفاهيم انسانى بجنگند . مردم و مورخان و محققان عادت كرده‌اند اوضاع زمان على را با اوضاع زمان خود مقايسه كرده و بر اساس آن داورى نمايند و پيشاپيش همهء اينها ، ارزش مبارزات افراد را با مقياس پيروزى و شكست مىسنجند ! بدون آن كه به روشى كه در راه به‌دست آوردن پيروزى وجود دارد و به احتمالات زيادى كه وجود دارد ، توجه داشته باشند . گاهى اين احتمالات مربوط به اخلاق است كه نشيب و فرازهايى دارد و زمانى هم مربوط به تصادفات و مقدرات است كه هيچ كس - چه سياست‌مدار و چه نيرومند - نمىتواند آن را تعويض كرده و يا آن شرايط را به وجود آورده و به عنوان سلاح
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 558 | جورج جرداق / خسرو شاهى