دليل اول اين كه ، قانون نظامى به او اجازه مىداد و چنين اقتضا مىكرد دشمن را از آب باز دارد ، تا اين كه يا تسليم شود و يا از جنگ دست بردارد و يا كارى انجام دهد كه او را به پيروزى نرساند . معاويه اين مطلب را مىدانست ، از اين جهت ، وقتى بر آب مسلط گرديد ، گفت : « اين نخستين پيروى است . »
دليل دوم - كه قانونى نظامى است - اين بود كه چون على آب را با قوّهء نظامى از دست شاميان گرفت ، و آنان هم قبلًا آب را از آن حضرت منع كرده بودند ، حق داشت با شاميان براساس آيين نظامىشان رفتار كند و به آنها اجازه ندهد به آب دست يابند .
همچنين آنگاه كه از عمرو بن عاص ، فرمانده نيرومند و سياستمدار مكّار و محرّك گروه خصم صرفنظر كرد و او را نكشت ، به مصلحت خود عمل ننمود ، زيرا علىذوالفقار را بر مغز عمرو بن عاص گذاشته و با نيزه شكمش را دريده بود و اگر او را به قتل مىرسانيد ، سه دليل موجه داشت :
دليل اول ، نظامى خالص است و آن اين كه كشته شدن عمرو بن عاص يعنى به لرزه افكندن اركان لشكر معاويه و گشودن راهى گسترده براى نابودى دست راست معاويه و كشته شدن سر دستهء حيلهگران او و نابودى سخنور متنفّذى در ميان انبوه سپاهيان معاويه .
دليل دوم اين است كه : عمرو بن عاص فرمانده لشكر طغيانگرانى بود كه سرپيچى كردهاند و ريختن خون على و يارانش را در نبردى طولانى و خطرناك آرزو داشتند .
دليل سوم اين است كه : علاوه بر همهء اينها عمرو بن عاص ، على را به مبارزه دعوت كرده بود كه به ميدان جنگ بيايد يا عمرو را بكشد و يا كشته شود . اگر عمرو همرزم على بود و قدرت مىيافت كه شمشيرى بر فرق على فرود آورد ، آيا على را رها مىكرد ؟ بنابراين اگر على اين دشمن خطرناك را مىكشت ، سرزنشى نداشت .
اين كه على در اين دو حادثهء جنگى به پيروزى خود لطمه وارد كرد يا نه ؟ گفتهء خبرگان جنگ است و شايد قضاوتشان از جهتى درست باشد .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 553
مساهمون: جورج جرداق
ص٥٥٣