چون قيام مردم مكه عليه على فتنهء عظيمى را پايهگذارى مىكرد . وقتى خبر شورش مردم مكه به علىرسيد ، بلافاصله مردم مدينه را جمع كرد و چنين فرمود :
خداى عزيز براى ستمگر اين امت عفو و بخشش قرار داده و براى كسى كه به وظايف خود عمل كند و استقامت ورزد ، پيروزى و نجات در نظر گرفته است . هر كس كه طاقت حق را نداشته باشد ، به باطل مىگرايد . آگاه باشيد كه طلحه و زبير و امالمؤمنين از زمامدارى من سخت خشمگين شده و مردم را به اصلاح دعوت كردهاند ؛ تا زمانى كه ترسى از جمعيت شما نداشته باشم ، صبر مىكنم و اگر آنها دست از كار خود برداشتند ، من هم دست برمىدارم و به آنچه دربارهء آنها شنيدهام ، اكتفا مىكنم .
على تصميم گرفت قبل از بالا گرفتن فتنه ، آن را سركوب كند . به همين جهت تصميم گرفت قبل از رسيدن مردم مكه به مدينه ، راهشان را ببندند و اين كار بهترين راه براى قطع ريشه آشوب و حفظ خون مسلمانان بود . على در پى تصميم خود ، سهل بن حنيف را حاكم مدينه نمود و با سربازان خود كه براى جنگ شام آماده ساخته بود ، عازم مكه شده ، گروه بسيارى از مردم كوفه و بصره به آن حضرت پيوستند .
هنگامى كه سپاه على به بيابان خشك ربذه رسيد ، باخبر شد سربازان اتحاد مثلّث قريش ، مكه را ترك كرده و از سرزمين ربذه گذشته ، به سوى بصره در حركتند .
علىبراى بررسى امور و اصلاح انگيزههاى ناهمگون لشكر ، توقف كرد و نامهء زير را براى عايشه نوشت :
. . . تو از خانهء خود خارج شدهاى در حالىكه اين عمل مخالف با دستور خدا و پيامبر است . آيا مطالبهء چيزى را مىكنى كه مربوط به تو نيست و آن گاه گمان مىبرى كه مىخواهى اجتماع را اصلاح كنى ؟ ! به من بگو كه زنان را با فرماندهى لشكر چه رابطهاى است ؟ تو گمان مىكنى براى مطالبهء خون عثمان برخاستهاى ، در صورتى كه عثمان مردى از بنىاميه بود و تو زنى از طايفه بنىتيم بن مرّه هستى ! به جان خودم
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 523
مساهمون: جورج جرداق
ص٥٢٣