تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
اخلاقىاش پُر كرده بود . خديجه در زندگى ، قلب رسول خدا صلى الله عليه و آله را پر كرده بود و بعد از مرگش نيز عايشه با همهء امتيازاتى كه داشت نتوانست جاى آن بانوى بزرگ را بگيرد . در مجلهء الازهر چنين آمده است : عايشه داراى اين امتيازهاى بود : همتى بلند داشت ، علاقه‌مند به برترين درجهء بزرگوارى بود ، به مقام بلندى كه در خانه پيامبر صلى الله عليه و آله و در ميان زنان آن حضرت داشت ، قانع نبود ، بلكه مىكوشيد جايگاه صديقهء اولى و محبوبهء برتر يعنى خديجه را در قلب پيامبر صلى الله عليه و آله بگيرد كه هميشه به ياد خديجه بود و از او به نيكى ياد مىكرد . و به خاطر خديجه به دوستان او احترام مىگذاشت . هميشه نام خديجه را به نيكى ياد مىكرد . ولى عايشه بيهوده ، با لطايف الحيل و نقشه‌هاى رنگارنگ و زيركى مىخواست رهبر وفاداران و برگزيدهء پيامبران را قانع سازد كه خدا بهتر از خديجه را به او داده است ! عايشه مىبايست تسليم سازش مىشد و پس از آن‌كه حق روشن گرديده بود ، با آن مجادله نمىكرد و مىبايست بداند ستيزه‌جويى و مبارزه و حسد نسبت به بانوى عاقل و شايسته‌اى همانند خديجه برگزيده و آن كس كه سابقه بيشترى با پيامبر صلى الله عليه و آله داشت ، سودى براى او ندارد ، بلكه نسبت به آن زنى كه او را نديده است ، ستايش پيامبر صلى الله عليه و آله را بيشتر مىكند و نام او را جاويدان مىسازد . « 1 » عايشه مىگفت : « آن اندازه كه من به خديجه احساس حسادت مىكردم ، به هيچ يك از زنان پيامبر صلى الله عليه و آله چنين احساسى را نداشتم . گرچه من خديجه را نديده بودم ، ولى رسول خدا صلى الله عليه و آله از او زياد ياد مىكرد . بسيارى از اوقات ، گوسفندى را سر مىبريد و آن را قطعه‌قطعه مىكرد و براى دوستان خديجه مىفرستاد . بارها به او مىگفتم : گويا در دنيا زنى غير از خديجه نيامده است ؟ ! پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمود : خديجه زن بود و به تمام معنا زن بود . » « 2 »
هامش
( 1 ) . مجلهء الازهر ، ج 2 ، جزء دهم ، 11 مه 1956 ، ص 1063 - 1064 . ( 2 ) . همان ، ص 1060 .