عايشه اعتراف مىكند پيامبر صلى الله عليه و آله ، خديجه را برتر از تمامى زنان خود مىدانست . و طبيعى است كه اين حسادت در برخورد او نسبت به فاطمه دختر خديجه و شوهرش على ، پدر دو سبط پيغمبر صلى الله عليه و آله و فرزندزادگان خديجه مؤثر بود .
يكى ديگر از علل ناراحتى عايشه از على ، به داستان « افك » باز مىگردد . در آن قضيه ، على به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اشاره نمود عايشه را طلاق دهد .
تمايل عايشه به زمامدارى طلحه پس از قتل عثمان هم كاملًا روشن شد و ديديم چگونه منتظر كشته شدن عثمان بوده و در آرزوى حكومت طلحه به سر مىبرد .
عايشه پس از رسيدن به مكه ، نيروى خود را مهيّا ساخت و با موضعگيرى خصمانه و آشكار او ، جناح بنىاميه ، طلحه و زبير و طرفدارانشان نيرومندتر شد . اين نيروها همبستگى خود را براى مخالفت و دشمنى با على اعلام كردند . افراد بنىاميه كه در گوشه و كنار حجاز و جاهاى ديگر پنهان شده بودند ، براى مبارزه با خليفهء جديد به اتحاد مثلّث قريشى پيوسته و با آنها هم صدا گرديدند . آنان اموالى را كه از شهرها و سرزمينها غارت كرده بودند ، در راه توطئه و اخلالگرى عليه على به كار گرفته و از هر گوشه و كنارى راه مكه را پيش گرفتند ، تا در تحريك مردم عليه علىبن ابىطالب ، به عايشه يارى رسانند و به بهانه خونخواهى عثمان آشوب به پا نمايند .
معاويه مدتها منتظر چنين فرصتى بود تا على را تضعيف نمايد و با استفاده از خصومت ديگران به آرزوى خويش برسد . هدف هريك از آنان به دست گرفتن قدرت بود . آنان مىخواستند پس از سقوط حكومت على خود به رياست برسند ، اما در مبارزه با على متحد بودند !
لشكرى چندين هزار نفرى گرداگرد عايشه مهيا شد ، اما رهبرانشان در ميدان نبرد با يكديگر اختلاف پيدا كردند . اگر كسى دقيقاً موضع هريك از اين مخالفين را بررسى كند و هدف آنان را از اين جنگ بجويد ، در مىيابد كه اينان آنگونه كه ادعا مىكردند ، براى طلب خون عثمان جمع نشده و يا براى انجام كارى كه به گفتهء آنان ، على آن را
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 519
مساهمون: جورج جرداق
ص٥١٩