« زيراشمشيرهاى كشيدهشده ، قبرهاىكنده شدهو كفنهاى گسترده » « 1 » آنان را به وحشت افكند . از اين رو خواستند نزد معاويه رفته و درباره على عليه السلام و عثمان موافق نظر معاويه سخن بگويند .
آن دو تن را نزد معاويه بردند و ديگران را كشتند . يكى از آن دو تن ، با زبان از على بيزارى جست اما قلباً دوستدار على عليه السلام بود ، اما ديگرى هنگامى كه روياروى معاويه قرار گرفت ، على عليه السلام و ياران او را مدح كرد و از معاويه و ياران وى بدگويى نمود و سخنانى هم دربارهء عثمان گفت كه معاويه تاب شنيدن آن را نداشت .
معاويه فرمان داد او را پيش زياد بن ابيه بفرستند و كسى را نزد زياد فرستاد و به او دستور داد كه او را به طرز بىسابقهاى به قتل برساند . زياد هم دستور داد او را زنده زنده به زير خاك كردند !
هنگامى كه حجربن عدى را براى اعدام مىبردند ، گفت : « خدا بين ما و امت ما حاكم است . عراقىها عليه ما شهادت دادند و شاميان هم ما را به قتل رساندند ! »
بنىاميه نمونههاى بارز پادشاهان در تاريخ و ميل آنان به حكومت فردى و استبدادى و تجسّم ويژگى سودجويى ، احتكار و غارت اموال و به بندگى كشيدن مردماند .
از سوى ديگر : علىبن ابىطالب عليه السلام و فرزندانش ، نمونههاى روشنى از انديشهء انسانى و كارهاى پسنديده ، حكومت دموكراسى و طلب رفاه براى عموم ملت و جلوگيرى از حيف و ميل رياستمداران متنفذ و خوشگذران را تجسّم مىبخشند .
روش هر دو دسته در دوستان و يارانشان هم اثر گذاشته بود . دنياطلبان و سودجويان متنفّذ به طمع سودجويى مادى و كسب منافع معينى به بنىاميه مىگرويدند و خيل بسيار مردم نيز به دنبال آنان مىرفتند ، زيرا مردم از آن اندازه از
هامش
( 1 ) . سخنان حجر ، هنگام آمادهسازى قبر او و يارانش .