تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
زيادترى به چنگ آورد و به مزدوران و سربازان خون‌خوارش بدهد كه مقررّىشان با ريختن خون ميليون‌ها نفر افزايش مىيافت و كسانى كه از او و فرزندش يزيد و خويشاوندش مروان و همدستان جنايت‌كارشان حمايت مىكردند و آنانى كه در قتل علىبن ابىطالب عليه السلام و حسين‌بن على عليه السلام و عماربن ياسر و حجربن عدى و ساير برگزيدگان مردم كمك مىنمودند ، مىنويسد : . . . مهم‌ترين كارى كه معاويه انجام داد اين بود كه ارتش را منظم كرد و بر حقوق‌شان افزود . . . و موفق شد كه بهترين و مناسب‌ترين افراد را براى ادارهء امور استخدام نمايد : همچون زياد بن ابيه ، مغيرة بن شعبه ، ضحّاك بن قيس ، مسلم بن عقبه و بسربن ارطاة ! اين نويسنده در كتابش به نام الاسلام و الحضارة العربيّة ( اسلام و تمدن عرب ) خون‌خواران و ستمگران را به عنوان « بزرگ‌ترين و برترين مردان حكومتى » معاويه معرفى مىكند . حق اين بود كه او بيزارى اسلام و تمدن عرب و غيرعرب را از اينان اعلام مىكرد . وى بدون اين‌كه دربارهء اين گفتهء خود بينديشد و بدون اين‌كه ظلم‌هاى تاريخ را به دادگاه قرن بيستم بكشاند و بدون توجه به مطلبى كه در صفحهء بعد مىنويسد ، سخن مىگويد و آن مطلب اين كه : در زمان معاويه از يكى از صالحان پرسيدند ، وضع مردم را چگونه يافتى ؟ آن مرد گفت : آنان را در حالى يافتم كه درباره ستم ديدگان رعايت انصاف نمىشد و ستمگران ستمى بىپايان روا مىداشتند . اما چرا اين نويسنده نفس خود را به حساب كشيده و براى قرن بيستم دادخواهى مىكند و اين عبارت را نمىپذيرد و در مقام اظهار نظر و انتقاد نسبت به گفتهء آن مرد صالح برمىآيد كه مىگويد : « . . . گويا آن انسان نيكوكار انتظار دارد حكومت‌دارى دوران معاويه همانند زمان عمربن خطّاب باشد ، ولى نمىداند كه هر زمانى شيوهء مخصوص و دولت‌مداران مخصوصى دارد ! » بايد بگويم : مردم هم نمىدانند كه بيشتر نويسندگان عصر ما كه دربارهء تمدن بحث مىكنند ، خود متعلّق به زمان‌هاى گذشته‌اند !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 490 | جورج جرداق / خسرو شاهى