تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
و همه از طايفه بكر بودند ، به قتل رسانيد و سرهاى همهء آنان را بر فراز كوه « اوراه » از پيكرهايشان جدا كرد . اما خون‌ها بالاى كوه مىخشكيد و تا دره سرازير نمىشد ، آن‌گونه كه پادشاه قسم خورده بود و آرزوى او بود ! سگ صفتان پست منافق كه گويا قصد تحريك او را داشتند به او گفتند : شاها ! سپاس و تبريك ! اينك اگر تمامى طائفه بكر را كه در روى زمين هستند ، بر روى كوه « اواره » بكشى هرگز خون‌شان به درّه جارى و سرازير نمىگردد ، سزاوار است كه روى آن خون‌ها آب بريزند تا خون‌ها به ته دره برسد ! منذر به گفتهء درباريان خويش عمل نمود ، و خون از كوه به دره جارى گرديد . آن‌گاه نگاهى به زنان طايفه كرد كه شمارشان زياد بود و از شدت ناراحتى بىتابى مىكردند و فرياد و ناله‌شان بلند بود . منذر فرمان داد ، زنان را زنده زنده و به تدريج با آتش بسوزانند و بدين‌گونه طومار زندگى گروه فراوانى از قبيلهء بدبخت بكر بسته شد ! در اين‌جا بايد پرسيد : كار اين پادشاهان بالاخره در تاريخ به‌كجا مىانجامد ؟ و چنين توطئه‌هاى زشت و نقشه‌هاى خائنانه‌اى كه به خاطر حفظ سلطنت و يا براى به‌دست آوردن آن چيده مىشود ، به چه پايه از زشتى و پستى خواهد رسيد ؟ بىشك انگيزهء خودخواهى و هوسرانى است كه چنين توطئه‌هايى رخ مىدهد و پايانى چنين ننگين و دردناك دارد . آرى ، در تاريخ عرب پيش از اسلام اين نوع توطئه‌ها بسيار رخ داده ، تا آن‌جا كه مىتوان گفت : تمامى تاريخ پادشاهان سلسله‌هاى سبا ، حمير ، غسان و منذر را در بر مىگيرد . در آغاز دعوت اسلام ، هم در ميان جامعهء عرب آن روز توطئه‌هاى جاهليت وجود داشت و تا جامعهء عرب از روح اسلام و هدف‌هاى ادبى و اجتماعى اسلام به‌دور بود ، ادامه يافت . در آن روز قريش براى دفاع از قدرت و نفوذ و منافع خود بر ضدّ
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 434 | جورج جرداق / خسرو شاهى