واقعى آنها بازگردانند . ريشه اين نوع مبارزات ، خودِ ملتها هستند .
با اينكه در توطئههاى سياسى ، بيشترين موارد متعلق به طاغوتهاست ، و از جهت سنگدلى و خونريزى هم ، عملِ آنها دردناكتر بوده ولى تاريخ ، چگونگى هر دو نوع مبارزه را ديده و ضبط كرده است .
* * * تاريخ عرب نيز به سان تواريخ ديگر ملتها ، چگونگى توطئههاى سياسى را ضبط نموده است . از همان تاريخى كه جامعه عربى به وجود آمد ، توطئهء سياسى هم شروع شده ، اما بخشى از اين مبارزات ، صورت خشونتآميز و هولناكى بهخود گرفته و گاهى روح انسانى در آن به پايينترين مرحلهء پستى و رذالت رسيده است . . . .
براى اينكه چهرهاى از چگونگى توطئههاى رسوايى كه در سرزمينهاى عربى بهوجود آمده و هدفى غير از ارضاى هوا و هوس افراد فرومايه نداشته براى شما ترسيم كنيم و براى اينكه توجيه درستى از صفتى كه به پادشاهان پيشين نسبت داديم و آنان را دزدان پستفطرت خوانديم ، ارائه دهيم ، اين داستان وحشتناك را براى شما نقل مىكنيم ؛ داستانى كه آن را يك پادشاه عرب بهوجود آورده و تاريخنويسان يونان و رُم قديم و عرب همه آن را نقل كردهاند ، تا شاهد گويايى براى يكى از حقايق تاريخى باشد .
در پايان قرن پنجم ميلادى ( 480 م ) در « نجد » ، خاندان كنده حكومت مىكردند .
امير دولت ، حارثبن عمرو - جد امرءالقيس شاعر معروف عرب - بود . قبايل عرب ، از طايفهء مضر و ربيعه براى ابلاغ پيامى پيش حارث آمده و از وى درخواست كردند فرزندان خود را بهرياست آنان بگمارد ، تا اختلافاتى كه بين آنان وجود دارد ، بر طرف شود . حارث چهار پسر داشت . او حكومت قبايل را در ميان پسران خود تقسيم كرد .
قبيلهء اسد و غطفان ، حُجربن حارث - پدر امرءالقيس - را براى رياست خود برگزيدند ؛ و قبيله « بكر بن وائل » نيز به برادرش « شرجيل » اظهار تمايل نمودند ؛ « معدى كرب »
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 431
مساهمون: جورج جرداق
ص٤٣١