كه اين منافق در سرزمينى كه هنوز فروغ اسلام در آن نفوذ پيدا نكرده ، جاى خود را باز كند . به ويژه هنگامى هراس محمد صلى الله عليه و آله افزايش يافت كه دريافت « اسود عنسى » در يمن حكومتى بهوجود آورده كه بيم آن مىرفت براى زمامدارى جزيرةالعرب با حكومت مدينه به نبرد برخيزد . به اين دليل محمد صلى الله عليه و آله به نمايندگان خود در يمن نوشت كه هر چه مىتوانند در راه رهايى از شرّ اسود عنسى بكوشند و هر كارى را كه در اينباره صلاح دانستند ، خود انجام دهند .
نمايندگان محمد صلى الله عليه و آله در يك اجتماع محرمانه ، بهخاطر مصون ماندن از خطر و نيروى او ، پيشنهاد كردند اسود را غافلگير كنند . در پى همين نقشه ، شبى به منزل او وارد شده و وى را كشتند و بدينگونه پيامبرى و حكومت اسود پايان يافت !
پس از محمد صلى الله عليه و آله دوران خلافت خلفاى راشدين آغاز شد كه اولين آنها ابوبكر بود .
البته غيرممكن بود كه مسلمانان از حقايق اوضاع جزيرةالعرب آگاه نباشند و از كينهها و طمعها و يا هوا و هوسهايى كه در سينههاى افراد بانفوذ و صاحبان منافع شخصى وجود داشت ، غفلت ورزند .
به همين خاطر ، راهى جز اين نبود كه سياست را با دين و زمامدارى را با خلافت توام سازند ، تا امور مسلمانان تنظيم گردد و شعلههاى آتش طمع رؤسايى كه در كمين اسلام نشسته و در پى فرصتى بودند تا مقامات و جايگاههاى از كف رفته خود را از نو بهدست آورند ، خاموش شود .
هنوز محمد صلى الله عليه و آله رحلت نكرده بود كه طمعها و هوسهاى زمامداران شكست خورده ، در سينهها آشكار گرديد . آنان به توطئه پرداختند ، تا دينى را كه ظاهراً پذيرفته بودند ، نابود ساخته و مقام و موقعيت سابق را به خود بازگردانند . به همين سبب ، خليفه اول كه به حكومت رسيد ، بخشى از نيروهاى خود را در راه مبارزه با اين مخالفين بهكار گرفت . مخالفينى كه ظاهراً اسلام آورده بودند ، ولى اكنون به گمراهى پيشين بازگشته بودند ! توطئه برضد اسلام در زمان عمر نيز ادامه داشت ، زيرا در
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 437
مساهمون: جورج جرداق
ص٤٣٧