توطئه در دنياى اسلام
با نظرى كوتاه به عناصر عام تاريخ ، و بررسى تاريخ سياسى و اجتماعى ، خواهيد ديد كه مبارزه براى قدرت ، سرچشمهء بسيارى از نيرنگها و توطئهها بوده است .
از روزگارى كه جامعهها و دولتها تشكيل شدهاند ، هيچ چيزى مانند تمايل به كسب قدرت و سلطه ، انسان را به توطئه وادار نكرده و در اين نكته ، در ميان افراد ، جمعيتها ، دولتها ، احزاب و قبيلهها در نمونههاى مختلف فرقى وجود نداشته است ؛ ملتهايى فداى مبارزهء شديد رياستطلبى گرديدهاند و در سايهء طمع رياستطلبان در خون غلطيدهاند . اين مبارزه گاه بهجايى رسيده كه حتى يك ملت ، از قتلعام دستهجمعى وحشتناكى كه حرص قدرتطلبى بهوجود آورده ، بر كنار نمانده است . . .
البته توطئهها و نبردهاى سلطهطلبى ، در ميان جوامع پيشين بيشتر بوده است ، زيرا عوامل قدرتطلبى تا آنجا نيرومند بوده كه مقاومت در برابر آنها را دشوار مىنموده است ، و هر كس كه اندك اميدى براى كسب سلطه داشته حاضر بوده حتى جان خود را در راه رسيدن به آن از دست بدهد !
چه آنكه زمامدارى در جوامع كهن به ويژه جوامعى كه با روشهاى استبدادى اداره مىشدند ، عبارت بود از بهرهورى از هرگونه نعمت و رفاه ، حكومت مطلقه ، قدرت نامحدود ، انتظار اطاعت كوركورانه ، و انحصارطلبى در منافع مادى كه فقط