افراد انگشتشمار به حساب هزارها و ميليونها انسان ، از آنها بهرهمند مىشدند .
زمامداران آن دوران ، در انجام هر عملى آزاد بودند و مسئوليتى در برابر هيچكس نداشتند و گاه مقامشان تا آنجا بالا مىرفت كه « قدّيس » شمرده مىشدند ! در حالىكه آنها در پستى و رذالت ، كمتر از چهارپايان بودهاند . . . در راه وصول به « قدرت » و « حكومت » توطئههاى سياسى صفحات تاريخ را سياه كرده و خون ملتها را روان ساخته است تا آنجا كه ما مىتوانيم تاريخ شاهان پيشين را چنين خلاصه كنيم :
آمادگى براى نابود كردن نزديكان مخالف ، تسليم ساختن پادشاهان دور كه در راه و روشهاى خود دچار ناتوانى و سستى شده بودند و همچنين سركوب مردمى كه مىخواستند از زير بار ظلم و خودسرى بيرون آيند .
بديهى است تاريخ اين پادشاهان - با وضعى كه اشاره شد - فقط به داستان راهزنان پستفطرتى شباهت دارد كه داراى هيچ نوع ارزشى نيستند ، جز بههمان مقدار كه گرگهاى كثيف در شبهاى زمستان ، هنگام حمله به شكارهاى خود واجد آناند !
البته بايد گفت علاوه بر اينها ، به شهادت تاريخ ، توطئهها و مبارزات سياسى ديگرى هم وجود داشته كه انگيزهها و علل آن به بازگرداندن آزادىهايى كه توطئهء پادشاهان آنها را از بين برده ، و يا به ريشهكن كردن انواع ظلم و بيدادگرى باز مىگردد .
توطئههاى سياسى گاه فقط شرّ و فساد است و گاه به دزدى شباهت دارد . اين نوع توطئههاى سياسى ويژهء آرزومندان قدرت است كه هدفى غير از غرقشدن در نعمت زمامدارى ندارند ، هرچند كه وصول به آن ، همراه با نبردهاى خونين و كشتارهاى هولناك باشد . . .
گاه هم توطئههاى سياسى ، براى جامعه مفيد بوده و شباهت تام به عمليات قهرمانى دارد .
اين نوع مبارزه ، ويژهء افرادى است كه مىكوشند تا ريشه اسارت ملتها را نابود سازند و آزادىهايى را كه پايمال شده و ثروتهايى را كه غارت گرديده ، به صاحبان
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 430
مساهمون: جورج جرداق
ص٤٣٠