تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
واليان و ديوان‌سالاران نيز كمتر از خلفا و وزيران در تجمل‌گرايى و ثروت‌اندوزى نبودند . آن‌قدر طلا و نقره ، انواع جواهرات ، ياقوت و درّ و الماس و بلور ، سلاح‌ها و عطرهاى گوناگون ، پارچه‌ها و جام‌هاى گران‌قيمت ، خانه و قصر ، و اسب‌هاى اصيل از والى جندىشاپور ، شوش و ماذريا « 1 » ، على بن احمد راضى به جاى ماند كه با تقسيم آنها ميان مردم ، فقر و فلاكت ريشه‌كن مىگشت . هم‌چنين غلامان خوش‌رو و خواجه‌گان و خدمت‌كاران سياه و سفيدپوست وى ، خود لشكرى بودند كه مىتوانستند شهرى مستحكم را فتح كنند . اين نمونه بر ثروت واليان كفايت مىكند و در مرحله بعد از واليان ، تاجران ثروتمند و سوداگران قرار داشتند . البته جان مردم هم بازيچه‌اى در دستان اين ستمگران و بسته به سخنى يا گوشه چشمى از چوب‌داران خليفه يا وزيران و واليان بود و تنها با دورى از خشم و غضب طبقهء حاكم مىشد به امنيت و سلامت دست يافت . * * * اين تنها يك روى سكه است . روى ديگر آن را فقر و فلاكت و مرگ در برمىگرفت . نظام مالياتى نيز بر مشكلات مردم افزوده بود . خلفا و وزيران و واليان ، گاه حق جمع‌آورى خراج و ديگر ماليات‌ها را به صورت قراردادى به افرادى خاص واگذار مىكردند ؛ همان‌گونه كه در زمان تركى السعيد در سرزمين فلاكت‌بار ما صورت مىگرفت . آن گروه نيز چنان بر مردم سخت مىگرفتند تا چند برابر آنچه را پرداخته بودند ، به دست آورند . نظام قضاوت و دادگسترى نيز با اعمال نفوذ حاكمان و شيوع رشوه‌خوارى ،
هامش
( 1 ) . در متن عربى كلمه « ماذريا » آمده است ؛ ليكن در بررسىها چنين منطقه‌اى يافت نشد . احتمالًا « ماذرايا » مراداست . ماذرايا شهرى بالاى واسط مقابل رود سابس مىباشد كه اكنون ويران شده است ( نك : معجم‌البلدان ) . م
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 424 | جورج جرداق / خسرو شاهى