تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
مىپوشاند و چنان‌كه بحترى در وصف آن سروده ، درختان قصر تا فاصله‌هاى دور امتداد داشتند و باد صبا در آن نفسى تازه مىكرد : سقف‌هايش كه از طلاى ناب پوشانده شده ، بر تاريكى مطلق نورافشانى مىكند . باد صبا در آن نفسى تازه مىكند و درختان باردار و غيرباردار آن ، به همديگر متمايل هستند . باكره‌گانِ نرم‌اندام ، با زينت و جواهرات و يا بدون آن شبانگاهان در آن به تفرج مىروند . « 1 » قصر « ثريا » از ديگر بناهاى دوره عباسى كه به دستور خليفه معتضد ساخته شد ، در وسعت و آسايش بىهمتا بود . ابن المعتز در ديوان شعر خود ، آن را چنان وصف مىكند كه گويا بناى آن هم به دست « جنيان سليمان » صورت گرفته است . خطيب بغدادى ، قصر مقتدر را به مناسبت ديدار نماينده روم از آن چنين توصيف مىكند : مقتدر يازده هزار خدمت‌كار خنثى از نژاد اسلو و رومى و سياه داشت . اين تعداد تنها خواجه‌گان را شامل مىشد و غلامان خوشروى قصر و ديگر خدم و حشم مذكر به چندين هزار مىرسيدند . مقتدر دستور داد تا نماينده روم را در عمارت بگردانند . گنجينه‌ها و وسايل قصر را برايش به ترتيب به نمايش گذاشتند ، چنان‌كه جهاز عروس را چنين مىكنند . پرده‌ها برافراشته شد و جواهرات دارالخلافه در ظرف‌هايى كه بر روى سطحى پلكانى و پوشيده از حرير سياه قرار داشت ، در معرض ديد او قرار گرفت . هنگامى كه نماينده روم وارد دارالشجره شد و آن را ديد ، بسيار شگفت‌زده گشت .
هامش
( 1 ). لبست من الذهب الصقيل سقوفه * نورا يضىء على الظلام الحافل و تنفست فيه الصبا فتعطفت * اشجاره من حول و حوامل مشى العذارى الغيد ، رحن عيشة * من بين حالية اليدين و عاطل
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 420 | جورج جرداق / خسرو شاهى