كرده است . با همهء وسايلى كه در اختيار دارى و با تمام قدرتى كه در جان توست ، بهجلب رضايت عموم و خرسندىِ توده بكوش ، زيرا اكثريت نگهبان مملكت و حصار كشور است . هميشه با مردم باش ، با شادى آنها شاد شو و در اندوهشان شركت كن !
از آن زيردست بپرهيز كه ديگران را در محضر تو بهزشتى ياد كند و در عيبجويى مردم زبان بگرداند . البته مردم بهدور از عيب نيستند ، ولى حق توست كه همچون پدرى مهربان ، بر عيوب فرزندان خود پرده بكشى و به شرمسارى آنها رضايت ندهى .
هرگز در اسرار پوشيده مردم و در آنچه مربوط به مصالح كشور نيست ، كنجكاوى مكن و بر كشف راز مردم حريص مباش ، زيرا وظيفه تو حفظ قوانين اجتماع و انتظام مسائل معاشرت در ميان ملت است تا آن حدود كه آشكارا باشد .
تو كه از خداوند رازپوش انتظار دارى پرده از اسرارت فرو نيندازد ، پرده از اسرار مردم فرو نينداز ! دستى بهسوى دلشكستهگان دراز كن و آن غمكدههاى ويران را عمراننما و مرمت كن . در دلهاى شكسته كه از فروغ نشاط و اميد فرح تهى و خاموش است ، جمال ابديت جلوه مىكند . آرى قلب شكسته عرش خداست . پس هر آن كس كه آن سراچه ويران را تعمير كند ، كعبهء مقدس را آبادان ساخته است . گره از كار مردم بگشا و اختلافات توده را با احتياطى هر چه تمامتر - كه شايسته احترام حق عمومى است - فيصله ببخش !
اى مالك اكنون كه پاى بر مسند فرماندارى گذاشتهاى ، خواه و ناخواه بايد اغراض شخصى و هدفهاى خصوصى را ترك گويى . آن پستفطرتان كه در گرد فرماندار جديد به سعايت و سخنچينى حلقه مىزنند ، مىخواهند قدرت حكومت را وسيله اجراى هدفهاى شخصى خود نمايند . در اين موقع وظيفه حكمران آن است كه فتنهانگيزان را از خود بهدور دارد و در دعاوى توده با منتهاى دقت و بازجويى داورى كند . بههوش باش كه سخنچين ، بهظاهر خود را اصلاحطلب و حكيم جلوه مىدهد .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 358
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٥٨