پيمان الفت و دوستى نبندند ، در ميان وزيران ، آن كس را از همه محترمتر بدان كه در حقگويى از همه بىپرواتر و شجاعتر باشد و فرمان خدا و مصالح عموم را بر تملق و چاپلوسى ترجيح دهد . بىپرده پيش رود و خيرهسر را از آن پرتگاه خطرناك و مهلكه مهيب رهايى بخشد . يعنى از كردار ناشايست كشوردار كه با تيرهبختى كشور و سقوط دولت همراه هست ، مردانه جلوگيرى كند و هوا و هوس تو را در نظر نگيرد .
تا مىتوانى با پرهيزكاران بپيوند و در معاشرت عناصر صالح ، پايهء دولت خويش استوار كن ، ولى در عين حال فراموش مكن كه آنها هم بشرند و از غرايز پست و وسوسهء درون بهدور نيستند ، يعنى در همان حال كه همنشينان دانشمند و باتقواى خود را مىنوازى ، بيدار باش تا چشم طمع به دين تو نگشايند و از مقامت سوءاستفاده نكنند . علاوه بر اين ، بايد دانست كه افراط در مهربانى ، مردم را مغرور مىكند و به كبر و نخوت سوق مىدهد تا آنها را تباه سازد .
مبادا كه در حكومت تو ، خادم و خائن يكسان باشند ، زيرا خادمى كه در ازاى خدمت خود مزد و مرحمت نبيند ، دلسرد و بىقيد گردد و خائنى كه جزاى خيانت خود را بهحد كمال نيابد ، كردار زشت خويش را با جرئت بيشترى تكرار كند . و بدان كه بهترين والى آنكس است كه نسبت به زيردستان خويش صميمى و يكدل باشد و آزار آنها نخواهد و بهكارهاى پرمشقت وادارشان نكند . با زيردستان خوى برادرى پيش گيرد تا از آنها برادرانه همت و كمك بيند . تو آنگاه كه بهروى آنان باب راستى و صفا بگشايى ، درهاى حقيقت و دوستى به روى تو بگشايند و چون تو را با خود خالص بينند جز خلوص تلافى نكنند .
آن قوانين و سنتهاى نيكويى را كه گذشتگان اين امت به آنها عمل نموده و بهوسيله آنها دوستىها بهوجود آمده و در سايهء آنها ملت اصلاح يافته است ، پايمال نكن و از بين مبر و سنت و روش جديدى را كه بهگوشهاى از اين سنتها لطمهاى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 360
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٦٠