خاطر بپرورى ؟ ! آگاه باش كه آفريدگار توانا ، سركشان خودخواه را زود درهم شكند و گردن فرازى را سخت كيفر دهد .
انصاف و عدل سرلوحه برنامه حكومت است . تو كه با خاندانت به مصر مىروى و ممكن است برخى از مصريان را بيشتر از ديگران دوست بدارى ، هرگز در قضاوت و داورى اينگونه تعلقات را مراعات مكن . و اگر چنين نكنى و همگان را با نظر مساوى ننگرى بر بندگان خداى ظلم كردهاى و خداوند توانا را بهدشمنى خويش برانگيختهاى . آرى هر كس ستم كند ، دشمن خدا خواهد بود و دشمنى با خداوند ، كار آسانى نيست . واى بر آنكس كه آفريدگار هستى به خصومتش برخيزد ! چه زود كه دست حق بر زمينش زند و عاقبتش را در دو جهان تباه سازد .
خداى خود را غافل مپندار كه او هميشه در كمين ستمكاران است . دعاى ستمديدگان را بهدقت گوش كن كه خداوند كوچكترين مظلمه را از بزرگترين كس صرفنظر نفرمايد . مىدانى نيكوترين صفت براى زمامدار چيست ؟ آن كه همواره در راه زندگى ميانهرو و معتدل باشد و عدلش مانند ابر رحمت سراسر كشور را در برگيرد و با جديت تمام بكوشد كه زيردستانش را راضى و خشنود سازد و البته از خشم ملت بترس كه نمونهاى از خشم خداوند قهّار است .
همواره خواست مقربان و نزديكان را فداى مصلحت عموم كن ، زيرا خواص هر چه از تو برنجند ، هرگز با رنجش توده قابل مقايسه نيست . چاپلوسان ثناگو را از خود بهدور دار ، زيرا آنان هميشه طالب نعمت و آسايشند و در روز سختى چه آسان تو را بهچنگ بلا سپرده و خود به گرد ديگرى حلقه زنند . آنكه بههنگام نعمت و آسايش پهلوى توست و هنگام بلا مزاحم تو ، آنكه عدالت و انصاف تو را دوست ندارد و نامت را بهمبالغه و گزاف ياد كند ، آنكه در برابر نعمت سپاس نگذارد و در ميدان پيكار سست و هراسان باشد ، چنين كسى هر اندازه با تو نزديك باشد ، دشمن جان تو و بلاى حكومت توست . او را از خود بهدور كن چنانچه خدايش از فضيلت انسانيت بهدور
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 357
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٥٧